الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
6
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و گاهى اجمال آن چنان زياد است كه شرح آن با مطلب مورد نظر وفق نميدهد و معنا را واضح نميسازد . دانشمندانى را مىبينيم كه با عنايت و علاقه خاصّى مجالس و انجمنهايى تشكيل ميدادند براى شرح و توضيح كلام خطبا و شعرا تا راز و رمز آن كلمات را روشن سازد و در تمام آن موارد هيچكس صاحب آن سخن مجمل را سرزنش نميكرد تا وقتى از حدود موازين ادبى خارج نشده بود با توجه به اين اصل ادبى روشن مىشود در محيط فصاحت و بلاغت عربستان كه تفنن و تنوع سخن و اجمال و تفصيل گويى آن از اركان محسنات كلام به حساب ميآمد اگر قرآن با سبكى روان و ساده و يك نواخت و در خور فهم عالم و عامى نازل ميشد در اين بازار ارزش و قيمتى نمىيافت و با ردّ افكار مواجه ميگشت و گردنها در برابر آن خاضع نمىگشت و قهراً اثر هدايتى كه از آن منظور بود حاصل نميشد . در اسلوب حيرت انگيز و اعجاز آميز قرآن استعارات و كنايات و مجارات با سبكى دلنشين و جذاب به كار رفته كه هر كس به مقدار استعداد و توانايى فكر بيش از آنها مطلبى مىفهمد و روى اين اصل گاهى ديده مىشود اختلاف در فهم آيات پيش ميآيد يكى معنايى را مىفهمد و بر درستى فهمش دليل ميآورد كه ديگرى درست در جهت عكس آن مطلب را درك كرده و او نيز بر صحت فكر خود دليل ذكر مىكند . اينجا است كه چارهاى جز مراجعه بخاندان وحى و رسالت و اهل ذكر و راسخان در علم نيست . در قرآن آيات محكم ( روشن و واضح ) و متشابه ( پيچيده و مجمل ) و ناسخ و منسوخ و مجمل و مبيّن و عام و خاص و احكام و واجبات و مستحبّات و مواعظ و امثال و حِكَم و مانند آن ديده مىشود آيات مربوط بمواعظ و قصص معنايش واضح است و چندان نيازى به توضيح ندارد و قبل از آنكه اسلام توسعه يابد و لغتهاى ملّتهاى ديگر وارد در لغت عرب شود اعراب اصيل روى همان ملكه فطرى و طبيعى در فهم اين دسته از آيات نيازمند به چيزى نبودند و خود مىفهميدند . فهم آيات مربوط به فرائض و ناسخ و منسوخ و مانند آن جز با رجوع به رسول