محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

1498

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

29 - و نه بود مگر آوازى يگانه پس ايشان گشتند مردگان 30 - اى دريغا « 1 » بر بندگان ! كه نيامد بديشان هيچ پيغامبرى مگر بودند به دو افسوس كنندگان 31 - بنه نگرند كه چند تباه كرديم پيش ايشان از گروهانى كه ايشان سوى ايشان نه باز گردند ؟ 32 - و حقّا كه همه نزديك مااند حاضر شدگان 33 - و نشانى است ايشان را زمين مرده كه زنده كرديم آن را و بيرون آورديم از آن دانها كه ازو مىخورند 34 - و كرديم اندر و بهشتها از خرما بنها و انگورها ، و برانديم « 2 » اندران از چشمها 35 - تا بخورند از ميوه آن و آنچه كند آن را دستهاى ايشان ، آيا نه همى شكر كنند ؟ 36 - پاك است آنك بيافريد جفتها را همه از آنچه بر روياند زمين و از تنهاى ايشان و از آنچه نه مىدانند 37 - و نشانيست ايشان را كه شب بيرون آريم ازو روز پس ايشان تاريك شدگانند « 3 » 38 - و آفتاب همى رود قرار كردن آن را ، « 4 » اينست اندازهء بىهمتاى دانا 39 - و ماه تاب اندازه كرديم آن را فرو آمدنها « 5 » تا گشت چون

--> ( 1 ) هميدون ايشان بمردند ، بيفتادند . يا پشمانيا . ( صو ) ( 2 ) و بشكافتيم . ( صو ) ( 3 ) شب بيرون آختيم از وى روز همانگاه ايشان در تاريكى بماندند . ( صو ) ( 4 ) تا آرام گاهى كه مر او راست . ( صو ) ( 5 ) جاى گاههاى فرود آمدن . ( صو )