محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1091
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
چون ابو لهب اين سخن بگفت پيغامبر عليه السّلم برنجيد و سخت كوفته خاطر و دل تنگ شد و پس اين آيت خود برايشان نخواند و هيچ سخن نيز نگفت و ايشان برخاستند و برفتند . پس ديگر روز هم چنان طعام بساخت و جمله خويشان را طلب كرد و بخواند مگر بو لهب را كه او را نخواند ، و هيچ كس خود او را طلب نكرد ، و طعام بياوردند و بخوردند . پس پيغامبر عليه السّلم اين آيت بر ايشان خواند و گفت كه شما همه خويشان منايد نزديك « 1 » و خداى عزّ و جلّ با من وعده كرده است كه دين تو از مشرق تا مغرب بگسترانم . چنان كه پيغامبر صلّى اللَّه عليه گفت : زويت لى الارض فاريت مشارقها و مغاربها و سيبلغ ملك امّتى ما زوى لى منها . گفتا كه يا خويشان من اگر شما را به آن جهان بهشت به كار نيست بارى بدين جهان پادشاهى نخواهيد ؟ كه اين وعده كه خداى عزّ و جلّ « 2 » همه شما را باشد كه خويشان منيد . پس چون پيغامبر عليه السّلم اين سخن بگفت و تمام كرد . ابو طالب گفت يا پسر تو گفتى و ما شنيديم ، اكنون باش تا ما بنگريم و انديشه كنيم . و ابو طالب مىدانست كه دين پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم حق است و بدان ببايد گرويد ، و لكن بنگرويد از بهر زبان خلقان . گفت كه اين مردمان گويد كه دين آباء و اجداد رها كرد و دين كودكى يتيم گرفته است ، و لكن در مكّه حاكم بود و دست از پيغامبر بر نگرفتى و او را نگاه داشتى و تيمار داشتى . و پيغامبر عليه السّلم خديجه را زن كرده بود و از آن مال و خواستهء او خرج همى كرد ، و مردمان مكّه از بيم ابو طالب هيچ كس زهره
--> ( 1 ) شماايد خويشان و نزديكان من . ( بو ) ( 2 ) با من كرده است . ( بو )