محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1090
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
الاقربين . « 1 » و چون اين آيت بيامد پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم مر امير المؤمنين على بن ابى طالب رضى اللَّه عنه را گفت كه ، يا علىّ « 2 » طعامى بساز تا من اين قرابتان « 3 » خويش را بخوانم و اين آيت كه حق تعالى فرستاده است برايشان خوانم . پس امير المؤمنين علىّ رضى اللَّه عنه برفت و برهاى بكشت و در بريان گذاشت و طعامهاى ديگر بساخت . و چون از طعام ساختن فارغ شد « 4 » ، برفت و همه خويشان و قرابتان پيغامبر صلّى اللَّه عليه بخواند و حاضر كرد چون ابو طالب و عبّاس و ابو لهب . و جمله قرابتان هر چه بودند گرد آمدند . و امير المؤمنين على خود طعام ده مرد « 5 » ساخته بود و ايشان بيست و هشت كس گرد آمده بودند و دست فرا طعام كردند و جمله جماعت كه حاضر بودند از آن طعامها سير بخوردند و از آن طعام هنوز هيچ كم نشده بود كه از اول نهاده بود . و پيغامبر عليه السّلم خواست كه اين آيت كه خداى عزّ و جلّ فرستاده بود برايشان خواند . و پس ابو لهب از پيش در سخن آمد و گفت شما نمىدانى كه « 6 » محمّد از بهر چه اين مهمانى ساخته است و ما را خوانده ؟ ايشان گفتند كه نمىدانيم . ابو لهب گفت كه از بهر آن اين طعامها ساخته است و ما همه را بخوانده كه مىخواهد كه جادوى خويش بر ما عرض كند تا ما بدانيم كه او چه جلد و استاد جادوى است و طعام او زيادت گشته است . پس
--> ( 1 ) الشعراء 214 . ( 2 ) مر على را گفت يا على . ( صو . بو ) ( 3 ) عشيرهء . ( بو . صو ) ( 4 ) برهء فرو تنور نهاد و لختى طعام بساخت و چون آن طعام فراز رسيد . ( بو . صو ) ( 5 ) و خلقى بسيار آنجا گرد آمدند و على خود ده تنه . ( بو . صو ) ( 6 ) بو لهب تازان تا پيغامبر سخن گفت بر پاى خاست لعنه اللَّه و گفت اى مردمان دانيد كه . ( بو ) - بو لهب از پيش سخن گفت كه يا مردمان بدانيد كه . ( صو )