محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1089
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
فعلم ما فى قلوبهم فانزل السكينة عليهم و اثابهم فتحا قريبا . « 1 » پس چون ياران پيغامبر صلّى اللَّه عليه اين بيعت بكردند اهل مكّه عثمان را رضى اللَّه عنه باز فرستادند ، و با پيغامبر عليه السّلم بيعت كردند و وعده كردند وى را كه امسال باز گردد و خانه را طواف نكند تا ديگر سال كه وقت حجّ باشد ما همه از مكّه برويم و مكّه را به تو سپاريم تا اندر آيى و حجّ كنى و طواف كنى . پس همه اين « 2 » اتفاق كردند ، و پيغامبر صلّى اللَّه عليه گفت كه من چنان دانستم كه امسال حجّ توانم كردن ، پس آن حجّ ديگر سال افتاد . و آن كه ديگر سال چون پيغامبر عليه السّلم بيامد « 3 » مردمان مكّه همه آن قول و عهد خويش بجاى آوردند و مكّه را باز پرداختند و جمله بكوه رفتند تا پيغامبر صلّى اللَّه عليه و جمله ياران بمكّه آمدند و حجّ تمام بكردند و طواف بكرد . و پيغامبر عليه السّلم چنان دانسته بود كه اين سال حديبيه حج تواند كردن . پس چون حجّ كردن بديگر سال افتاد و آن سال بيامد و حجّ تمام بكرد و اين آن بود كه پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم گفت كه خداى عزّ و جلّ مرا فضل خواب نيز بداد تا مرا از هر دو بهره باشد . و اين است پيدا آمدن پيغامبران عليهم السّلام . و امّا بشتافتن ايشان و خلقان را بنيكوى « 4 » كردن آن بود كه چون پيغامبر ما صلّى اللَّه عليه اسلام آشكارا كرد اوّل آن و اهل مكّه را پند داد « 5 » و ايشان را بمسلمانى خواند و بشتافت ايشان را بنيكى كردن ، و يكى ازين قول خداوند است عزّ و جلّ كه مر پيغامبر را صلّى اللَّه عليه و سلّم فرمود كه بيم كن خويشان خويش را بدوزخ . چنان كه گفت عزّ و جلّ : و انذر عشيرتك
--> ( 1 ) الفتح 18 ( 2 ) برين . ( صو . بو ) ( 3 ) پس چون ديگر سال بيامد . ( بو ) ( 4 ) مر خلق را به نيكى كردن . ( بو . صو ) ( 5 ) از اوّل اهل مكّه را پيدا كرد . ( بو )