محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

830

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

نوح عليه السّلام بر قوم خويش هلاك خواست و خداى عزّ و جلّ وعده كرده بود كه آب عذاب از آسمان بفرستم و از زمين برآرم « 1 » ، خداى عزّ و جلّ بيت المعمور را باسمان باز برد ، و اكنون باسمان چهارم است ، و ارواح همه پيغامبران صلوات اللَّه عليهم اجمعين آنجا گرد آيند ، و شجرهء طوبى آنجاست ، و اينجايگاه كه بيت المعمور بود كه پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم شب معراج با ارواح پيغامبران بهم آمد و آنجا جماعت كرد ، و پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم آنجا امام بود و آن جايگاه كه خانهء بيت المعمور بود از ديدار تباه شده بود . و ايدون گويند كه وقت طوفان كه بيت المعمور را باسمان بردند خداى عزّ و جلّ كوهى را فرمان داد تا بيامد و بدان جايگاه خانه فرود آمد ، تا آب عذاب بر آنجا نيامد . پس بدان وقت كه اسماعيل عليه السّلام دو ساله شده بود و ساره شب و روز جنگ همىكردى از بهر آن كه ساره خواستى كه ازو فرزند آمدى و نيامد . و چون اسماعيل دو ساله شده بود ساره از خشم هاجر خواست كه مرو را تباه « 2 » كند ، پس سوگند خورد ساره كه يكى اندام از اندام‌هاى هاجر ببرم . پس از خداى عزّ و جلّ بترسيد كه بىگناه دست يا پاى او ببريدى ، پس از بهر سوگند لختى از فرج او ببريدى و گفت تا مرد مرو را كمتر « 3 » آرزو كند . پس خداى عزّ و جلّ فرج بريدن هاجر بر ابراهيم عليه السّلام سنّت گردانيد ، تا واجب گشت بر ايشان كه هر كسى لختى از فرج خويش ببايستى بريدن ، و اين سنّت كردن

--> ( 1 ) - كمن از آسمان آب عذاب فرستم وز زمين آب عذاب برآرم . ( خ . صو ) ( 2 ) - از خشم خواست كه مر هاجر را تباه . ( صو . خ . نا ) ( 3 ) - ببريد ، تا مگر او را لختى مرد كمتر . ( خ . صو )