محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

826

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

43 - مىروند شتاوندگان بتازنده ( ؟ ) گردنها و سرها فرود افكنده ، بر هم نزنند ايشان چشمهاشان از هول ، و دلهاشان بر ناى گلو رسيده نه برآيد و نه فرو شود « 1 » * 44 - و بيم كن مردمان مكّه را از آن روز كه بيايد بديشان عذاب اندرين جهان - يعنى روز بدر - و عذاب آن جهان ، گويند آن كسها كه كافر شدند از اهل مكّه : اى بار خداى ما زمان ده ما را تا وقتى نزديك - يعنى وقت مرگ اندر دنيا - « 2 » تا ما پاسخ كنيم خواندن ترا و فرمان بريم پيغامبران را . نه بوديد شما كه سوگند مىخورديد از پيش اندر دنيا نبود شما را هيچ و از گرايندى به دنيا ؟ « 3 » * 45 - و فرود آمده بوديد شما اندر سرايهاى آن كسها كه ستم كرده بودند بر تنهاى خويش ، و پديد آمد شما را كه چگونه كرديم بايشان ، و پديد كرديم شما را مثلها اندر قرآن ؟ « 4 » 46 - و پس ايشان سگالش بد كردند و نزديك خداى است عقوبت سگالش ايشان ، و نه چنان بود سگالش و كردارهاى ايشان كه بشدى از جاى ازان مگر كوه‌ها « 5 » * 47 - مپنداريد كه خداى تعالى خلاف كنندهء وعدهاى پيغامبران است ، حقّا كه خداى عزّ و جلّ ارجمندست خداوند كينه آهختن است

--> ( 1 ) - باز هليم ايشان را روزى را كه بيرون خزد اندران چشمها ، مىشتابند فرو فكنده باشند سرهاشان ، باز نگردد سوى ايشان چشمهاشان . . . ( خ ) - كه باز پس همىداردشان روزى را كه بيرون آيد اندران چشمها ، همى شتابند برداشته سرهاشان ، نه باز آيد سوى ايشان چشمهاى ايشان و دلهاشان آويخته . ( صو ) ( 2 ) - خداوند ما بازهل ما را سوى وعدهء نزديك . ( خ ) ( 3 ) - نباشد شما را هيچ گشتن ؟ ( صو . نا ) - نباشد شما را هيچ گردانش ؟ ( خ ) ( 4 ) - و پيدا كرديم شما را داستانها . ( خ ) ( 5 ) - اگر بود سگالش ايشان كه تا بگردد ازان كوه‌ها . ( خ )