محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
570
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
گفت يا ربّ مسلمانى ازو بستان ، و اين نام بزرگ خويش برو فراموش گردان . خداى تعالى مسلمانى ازو بستد ، و نام بزرگ ازو برآورد ، و بر آسمان بر شد بر گونهء كبوترى . چنان كه گفت خداى عزّ و جلّ ، وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا « 1 » گفت بر ايشان بر خوان يا محمّد قصهء آن كس كه من نام خويش او را داده بودم ، يعنى بلعام باعور ، فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ « « 2 » » . گفت او خويشتن را از آن نام بيرون كشيد و ديو او را يار شد ، يعنى ابليس . پس گفت عزّ و جلّ : وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها ( الى قوله ) أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ « 3 » گفت اگر ما خواستيمى او را برداشتيمى و بنزديك خويش برديمى ، و لكن او دوست داشت چنانك انك « 4 » اندر زمين ، خواستها او را « 5 » از راه ببرد و متابع هواى خويش گشت . و مثل او چون مثل سگ است اگر پند دهى او را نه پذيرد و گر خاموش باشى نداند پس اين سپاه يوشع بحرب باز آمدند ، و آن شهر بستدند از پس چندين هنگام ، و مردمان آن شهر بلعام را گفتند چون است كه خداى عزّ و جلّ دعاى تو روا مىنكند ؟ بلعام گفت او خود هيچ چيز نميخواهد كه او خود از خداى بيزار است . پس بلعام بنزديك اين ملك آمد ، گفت من ترا حيلتى آموزم كه
--> ( 1 ، 2 ) - الاعراف ، 175 ( 3 ) - الاعراف ، 176 ( 4 ) - مطابق نسخ ديگر اين كلمه « جاويدانگى » است . و در متن كلمهء « چنانك انك » حتما اشتباه كاتب است و نسخ ديگر صحيح است . - و لكنه اخلد الى الارض و اتبع هواه . ( 5 ) - او دوست داشت زمين و جاودانگى اندر زمين و خواسته او را . ( نا ) - او دوست داشت جاويدانگى اندر زمين و خواستهء او را . ( صو ) - او دوست داشت جاويدانگى اندر زمين و خواستهء او را . ( خ )