محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
556
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
196 - كه خداوند من خدائيست آنك فرو فرستاد كتاب و او اندر پذيرد نيكان را « 1 » * 197 - و انكسها كه مىخوانند « 2 » از بيرون او نه توانند يارى دادن شما را و نه تنهاى ايشان را يارى همى كنند « 3 » * 198 - و اگر بخوانيد ايشان را سوى راه راست نه شنوند ؛ و بينى ايشان را كه مىنگرند سوى تو و ايشان نه بينند * 199 - بگير ايشان را كرده ( ؟ ) و بفرماى معروف و برگردان روى از جاهلان و نادانان « 4 » * 200 - و كه تباه كند ترا از ديو تباه كردن « 5 » بازداشت خواه بخداى كه او شنوا و داناست * 201 - كه آن كسها كه بپرهيزند ، چون رسد بديشان [ گروهى ] « 6 » از ديو ، ياد كنند چو [ آن گاه ايشاناند بينندگان « 7 » ] * 202 - و ديوان ايشان « 8 » مىكشند يعنى مى دراز كنندشان اندر [ بىراهى پس نه باز ايستند ] « 9 » *
--> ( 1 ) - كه دوست دارد نيك مردان را . ( خ ) ( 2 ) - و انكسها كه همىخوانيد . ( صو ) ( 3 ) - و نه تنهاشان را يارى كنند . ( خ ) ( 4 ) - بگير اندر گذاشتن و بفرماى به كار نيكو و روى بگردان از نادانان . ( خ ) ظاهرا در متن در ترجمهء « عفو » كلمهاى از قلم افتاده است . ( 5 ) - اگر بشوراند ترا از ديو شورانيدنى . ( خ ) ( 6 ) ( خ ) انديشه . ( صو ) - خيالى . ( نا ) - و در متن : « طائف » معنى نشده است . ( 7 ) ( خ ) - ياد كنند خداى را پس ايشان بينا باشند . ( نا ) - ياد آرندش همانگاه ببينند . ( صو ) - كه آن كسها كه بپرهيزند چون برسد ايشان را گروهى از ديوان پند پذيرند آن گاه ايشاناند بينندگان . ( خ ) - در متن ، فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ ترجمه نشده . ( 8 ) - و برادران ايشان . ( خ . صو ) - و برادران ايشان يعنى ديوان . ( نا ) ( 9 ) - و برادران ايشان مىكشند ايشان را اندر بىراهى پس نه باز ايستند . ( خ ) ، - در متن فِي الغَيِّ ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ معنى نشده است .