محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
557
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
203 - و چون نه آيد بديشان آيتى « 1 » گويند : چرا نه برگزيدى آن ؟ « 2 » بگو كه : متابعت كنم آنچه وحى كردست « 3 » نزديك من از خداى من . اينست بينااىها « 4 » از خداى شما و راهى است و بخشايشى « 5 » گروهى را كه بىگمانند * « 6 » 204 - و چون بخوانند قرآن بنيوشيد « 7 » بدان و خاموش باشيد ، مگر بر شما ببخشايند * 205 - و ياد كن خداى تو اندر تن خويش بزارى و ترس و پنهان گفتار « 8 » بامداد و شبانگاه و مه باش از غافلان * 206 - كه آن كسها كه نزديك خداى تو نه گردن كشى كنند « 9 » از پرستش او و تسبيح كنند او را و او را سجده كنند * ترجمهء سورة الاعراف « 10 » و اين قصّه چنان بود كه بدان وقت كه موسى بن عمران عليه السّلام
--> ( 1 ) - و چون نيارى با ايشان نشانى . ( صو ) - و كه نه ارى بديشان حجتى . ( نا ) ( 2 ) - چرا نه پديد كردى آن . ( نا ) - چرا نساختى از خويشتن آن . ( صو ) ( 3 ) - وحى كنند . ( نا ) - كمى وحى كنند . ( خ ) ( 4 ) - پيدايىها . ( صو ) - بينايىها . حجتها . ( خ ) ترجمهء : بصائر . ( 5 ) - راه نمودن است و بخشودن است . ( صو ) - راه راست و بخشايش . ( خ . نا ) ( 6 ) - كه بگروند . ( خ . نا . صو ) ( 7 ) - و چون برخوانده آيد قرآن گوش فرا داريد . ( خ ) - و چون خوانده شود قرآن گوش داريد . ( صو ) ( 8 ) - بزارى و بترس كارى و بيرون آواز بلند از گفتار . ( خ ) - بزارى و بيم و بجز آواز برداشتن از گفتار . ( صو ) ( 9 ) - كه آن كسها يعنى فرشتگان كه نزديك خداوند تواند نه بزرگ منشى كنند . ( نا ) - كه آن كسها كه نزديك خداوند تو نه بزرگى كردند . ( خ ) ( 10 ) - قصهء آن كوه كه بر سر بنى اسرائيل بداشت خداى عز و جل . ( خ ) - قصهء آن كوه كه برداشت خداى عز و جل بر سر بنى اسرايل . ( نا ) - نسخهء « صو » مطابق است با متن .