محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
346
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
ملكت عجم نيز بدست او برود . از امروز تا چهارده سال ملكت عجم بر دست انوشروان مىرود . پس ملكت انوشروان برسد . و اين پيغامبر كه در وجود آمده است ببلاغت رسد ، و ملكت عجم بدست او اوفتد ، و بدست او مىرود ، و چون او برسد ، بدست خليفتى ازان او برود ، و بدست مسلمانان بماند . اما اكنون تا چهارده سال در دست نوشروان بماند . پس عبد المسيح بازگشت ، و اين خواب « 1 » كه سطيح گفته بود نوشروان را بگفت . چون نوشروان اين سخن بشنيد گفت تا چهارده سال چه توان دانست كارها چون گردد . پس چون چهارده سال برآمد ملك نوشروان برسيد ، و پسرش هرمزد انوشروان بملكت بنشست ، و يك چند ملكت بداشت ، و آن گاه پرويز ابن هرمزد بملكت بنشست ، و هيچ ملك اندر جهان چون « 2 » پرويز نبود . بروزگار پرويز چون كه « 3 » پيغامبر ما را عليه السّلام امر آمد از سوى آسمان كه سوى ملوك اطراف را كس فرست ، و دين بريشان عرضه كن و پيغامبرى ؛ و هر جاى بنزديك هر ملكى از ملوك اطراف را نامه همى بنوشت ، و رسولان همى فرستاد ، و بنامها اندر همى نوشت كه مسلمان گردى تا از عذاب برهى ، و اگر نه جزيت بپذيريد ، و اگر نه حرب را بياراييد . پس رسول و نامه سوى ملك قبط رفت ، و سوى ملك حبشه ، و سوى ملك ترك . و بهر نامهاى اندر نبشته بود كه : اسلم تسلم من عذاب اللَّه . و اين ملكان همه رسولان او را بنواختند و جواب نامه باز كردند و رسولان را هديه دادند .
--> ( 1 ) ظاهرا : « جواب » . ( 2 ) چند . ( خ . صو ) ( 3 ) بروزگار پرويز بود كه . ( خ )