محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

347

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

و ملك حبشه مر پيغامبر را هديهاى بسيار فرستاد كه از حبشه خيزد ، و دو كنيزك قبطى فرستاد ، و پيغامبر عليه السّلام يكى خود برگرفت و يكى ديگر بحسان بن ثابت بخشيد . و ملك ترك نامهء پيغامبر ببوسيد و عزيز داشت . و ملك عجم پرويز بود . چون رسول پيغامبر پيش او اندر شد چشم پرويز برنامهء پيغامبر اوفتاد عليه السّلام . و پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم عليه نام خويش از پيش نام او نبشته بود ، و پرويز گفت كه اين مرد كيست كه نام خويش پيش نام من كردست . گفت او همى گويد من پيغامبر خدايم . پرويز همانگاه نامه سوى باذان فرستاد . و اين باذان امير يمن بود از قبل پرويز . و بدان نامه اندر نبشت و گفت كه چون اين نامه بخوانى حالى و ساعتى اين مرد كه دعوى پيغامبرى مىكند او را بر آهن بر بند و پيش من فرست . و هر دو نامه بدست دو رسول داد ازان خويش ، و سوى باذان فرستاد امير يمن . و چون اين رسولان پرويز پيش باذان رسيدند . باذان خبر پيغامبر ما شنيده بود . و مىشنيد كه از پيغامبر صلّى اللَّه عليه علامتها پديدار همى آيد . پس از خويشتن نامهء نوشت و بسوى پيغامبر فرستاد . و اين دو رسول پرويز كه آمده بودند با نامهء پرويز سوى پيغامبر فرستاد . و چون اين رسولان پرويز و نامهء باذان سوى پيغامبر رسيدند و نامه بدادند و بر خواندند ، پيغامبر صلّى اللَّه عليه سلمان فارسى را بخواند تا ترجمان كند ميان ايشان . و پيغامبر فرمود كه ايشان را فرو آوريد . و ايشان را پست و خرما فرستاد ، و گفت كه باشيد تا من بدين كار بنگرم . پس ايشان فرو آمدند . و هر دو ريشها سترده بودند و سبلت فرو گذاشته .