محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

339

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

خوانند ، چنان كه گفت عزّ و جلّ : وَ إِذْ قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَنِي إِسْرائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ ( الى قوله ) هذا سِحْرٌ مُبِينٌ . « 1 » از بهر آن كه ايشان ازين سخن باز ايستادند « 2 » هيچ خلق از ايشان بيرون نروند تا اقرار بدهند بر تن خويش كه اين محمّد حق است و ما را به دو ببايست گرويدن . پس اين سخنان بگويند اگر بوقت جان كندن باشد ، و اين آنست كه گفت عزّ و جلّ : وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً . و اين سخن مر ايشان را بدين جهان سود « 3 » ندارد و روز رستخيز « 4 » بر ايشان حجّت باشد . بازگشتيم به قرآن . [ ترجمه ] 162 - لكن داناان « 5 » اندر دانش ازيشان و گرويدگان بگروند به آنچه بفرستاديم سوى تو ، و آنچه بفرستاديم « 6 » از پيش تو ؛ و بپاى دارندگان نماز و دهندگان زكات « 7 » ؛ و گرويدگان « 8 » بخداى و روز رستخيز « 9 » ، ايشانند [ كه ] « 10 » بدهيم‌شان مزدى بزرگ * 163 - ما وحى [ كرديم ] « « 11 » » سوى تو چنان كه وحى كرديم سوى نوح و پيغامبران از پس وى ، و وحى كرديم سوى ابرهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و فرزندان ، و عيسى و ايّوب و يونس و هارون و سليمان ؛ و بداديم داود را كتاب « 12 » *

--> ( 1 ) الصف ، 6 . ( 2 ) باز ايستادند و اين را منكر شدند . ( خ . ن ) ( 3 ) هيچ سود . ( خ . ن ) ( 4 ) رسته‌خيز . ( صو ) ( 5 ) مگر استواران . ( صو ) - لكن برآمدگان . ( خ ) ( 6 ) فرو فرستاده آمد سوى تو ، و آنچه فرو فرستاده آمد . ( خ . صو ) ( 7 ) ( خ ) - متن : و بپاى دارند نماز و بدهند زكات . ( 8 ) گروندگان . ( خ . صو ) ( 9 ) بازپسين . ( صو ) ( 10 ، 11 ) ( صو . خ ) ( 12 ) يعنى زبور . ( صو ) - زبور . ( خ )