محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
35
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
اما آنچه پرسيدند از حديث آن ملك جهودان كه نام او بتورات اندر يافتند و صفت او بكردند . پيغامبر عليه السّلام گفت آن دجّال است و شما ازو ترسيد . و از علامتهاى آخر زمان يكى بيرون آمدن اوست . و اين قصّه بجايگاه خويش گفته آيد . امّا آنچه پرسيدند كه بگو تا گور سليمان كجاست ، و كى بودند كه آنجا رسيدند از آدميان . گفت گور سليمان بميان هفت دريا اندر است . و اين قصّه بجاى خويش گفته آيد . امّا آنچه پرسيدند كه كبود از آدميان كه بخداى تعالى انباز گرفت و بدين جهان اندر بهشتى بكرد . گفت آن شدّاد بن عاد بود . و اين قصّه بجايگاه خويش گفته آيد . امّا آنچه پرسيدند كه آن بهشت كجا بود ، و اكنون كجاست ، و كى رسيد آنجا ، و خبر آن كى آورد ، و صفت آن چيست . پيغامبر بگفت . و اين قصّه بجايگاه خويش گفته آيد . امّا آنچه پرسيدند كه اول بنا بر پشت زمين كدام بودست . پيغامبر عليه السّلم گفت بيت المعمور . و اين قصّه بجايگاه خويش گفته آيد . امّا آنچه پرسيدند كه اوّل كسى كى بود كه آتش پرستيد ، و اوّل كسى كى بود كه خون ناحق ريخت ، و اول كسى كى بود كه شراب مست كننده خورد [ و رودها جنبانيد و پوستها بر بست و بزد . پيغامبر ( ع ) گفت آن هر سه كار قابيل بن آدم كرد ] « 1 » ، و اصل اين كار ازو خاست . و اين قصّه بجايگاه خويش گفته آيد . امّا آنچه پرسيدند كه اول كسى كه بت پرستيد « 2 » . گفت اين
--> ( 1 ) ( پا ) ( 2 ) پرستيد كى بود . ( پا )