محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

18

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

باز گردد تا باز حدّ خويش آيد . و اين معلوم است و شرح بسيار نخواهد . پس اين قول خداى عزّ و جلّ درست‌تر از قول منجّمانست . و پيغامبر عليه السّلام چنين گفت « 1 » كه از نحو « 2 » بياموزيد بدان قدر كه سخن راست گوييد ، و هر چه برخوانيد راست برخوانيد . و از نسب پدران و مادران بدانيد بدان قدر كه خويشاوندان را بدانيد و بشناسيد . و از شمار نجوم چندان « 3 » بياموزيد بدان مقدار كه اوقات نمازها بدانيد ، و روزگار شمار حيض زنان بدانيد ، و شمار زادن فرزندان بدانيد ، و شمار روزها بدانيد . اين قدر بسند باشد بيش ازين نه « 4 » . پس اگر بدين علمها بيشتر ازين آموختن فايده بودى اندر اسلام ، پيغامبر عليه السّلام نهى نكردى . پس اين سيصد هزار و شصت هزار [ عالم ] بدين هفت آسمان و هفت زمين و هفت دريا اندر است چنان كه آن بدين نماند و اين بدان نماند . اما قوله : الرّحمن الرّحيم ، او مهربان است بر خلق و بخشاينده . و اين رحمان و رحيم دو نامست از نامهاى خداى عزّ و جلّ از آن نامهاى بزرگ . و آن روز كه پيغامبر عليه السّلم به مكه رفت و با اهل مكه صلح كرد ، علىّ بن ابى طالب كرّم اللَّه وجهه صلح‌نامه بنبشت ، و بر سر نامه بنبشت : بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، سهيل دست على بگرفت و گفت برين صلح‌نامهء ما منويس‌بسم اللَّه الرحمن الرحيم كه ما ندانيم كه اين رحمن و رحيم كيست .

--> ( 1 ) چنين گفت بروايت درست : تعلموا ، من النحو به قدر ما تقيمون به السنتكم و قراءتكم ثم كفوا ، و تعلموا من انسابكم به قدر ما يصلون به ارحامكم ثم كفوا ، و تعرفوا من النجوم به قدر ما تعرفون به اوقات صلواتكم و تعرفون به ايام اهلتكم و شهوركم ، يكفيكم بهذا القدر من النجوم فانها يتصل الكهنة . گفت روايت باشد از پيغامبر ( ع ) كه گفت . . . ( « پا » و « صو » ، با اندك اختلافى كه درين دو نسخه است ) ( 2 ) متن : نجوم . ( 3 ) در نسخهء « پا » ، كلمهء « چندان » نيست و ظاهرا لازم هم نيست . ( 4 ) بسنده باشد شما را اين مقدار از نجوم ، كان پيوسته است بكاهنين . ( پا )