سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
80
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
بعضىها از نافع نقل كردهاند كه او - معايش - با مدّ و همزه خوانده . « 1 » پس چون اين روايت از « نافع » متواتر نيست اگر چه او از قرّاء سبعة است ، به آن قرائت شاذّ جايز نيست خوانده شود . اگر بگوئى آيا عكس اين هم يافت مىشود بدين گونه كه قارى مانند يعقوب بن اسحاق حضرمى ، و ابو حاتم سهل بن محمّد سجستانى ، و اعمش ، و ابان بن تغلب و مانند ايشان از « قرّاء سبعة » نباشد ولى بعضى قرائتهايشان متواتر باشد ؟ مىگويم : مانند اين موارد چه بسيار است و لكن اعتبار آنها از جهت آن است كه قرائت موافق با قرائتهاى هفتگانه است ، پس هر چه موافق آنها بود قرائتش جايز است و گرنه نمىتوان بر آنها اعتماد كرد و قرآن را به آنها خواند . و مردم به دو علّت در قرائت ايشان همرأى شدهاند و پيرو آنان گرديدهاند : علّت اوّل - آن است كه آنان با داشتن مقام شامخ علمى كار خود را منحصر كرده بودند در قرائت قرآن و به اين رشته زياد اهميّت مىدادند ، ولى دانشمندان ديگرى كه قبل از اينان يا همزمانشان بودند گرچه قرائتهائى به آنان نسبت داده شده ولى جزء شواذّ محسوب گرديده چون آنان تنها به علم قرائت قرآن نمىپرداختند و بيشتر به فقه و حديث و مانند آنها از علوم ديگر مشغول بودند .
--> مقرّر كرديم ولى شما چه كم سپاسگزاريد . ( اعراف 7 : 10 ) ( 1 ) مجمع البيان 4 : 399 .