سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
77
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
الخط او را خواه درست يا نادرست تقليد مىكنند و هيچ نسبتى ميان اين دو وجود ندارد ، چه شيوه صحابه پيروى شده ، و رسم الخطّ آنان پايدار گرديده و دانشمندان هم متوجّه آن خطّ در مواضع معلوم شدهاند . در اين باره به پندار بعضى از بىخبران نبايد اعتنا كرد كه مىگويند صحابه به هنر خطّ كاملا آشنا بوده ، و خطّ را بسيار خوب مىنوشتهاند ، و اينكه برخى تصوّر مىكنند خطّ آنان مخالف اصول و قواعد رسم الخطّ است درست نيست ، بلكه كليّهء مواردى را كه مخالف قياس شمردهاند مىتوان توجيه كرد . مىگويند در مواضعى نظير اضافه شدن الف در « لاأذبحنّه » « 1 » اين زياده جهت آگاه ساختن بر اين است كه ذبح روى نداده ، و در زياد شدن ياء در « بأييد » . « 2 » ياى زائد هشدارى است بر كمال قدرت خداوند ، و مانند اينها از توجيهاتى كه بر روى هيچ شالودهاى جز ادّعاى بىدليل استوار نيست ، و تنها سببى كه آنان را به اين گونه توجيهات واداشته اين است كه آنان معتقدند با اين گونه بيانات صحابه را از توهّم نقص ، و نداشتن مهارت در خط ، خلاص مىكنند ، و مىپندارند كه خطّ كمال بشر است و بنابراين توجيه صحابه را از نقصان اين كمال دور مىسازند ، و آنان را به كمال در مهارت خط نسبت مىدهند ، لذا براى آنچه از خطّ ايشان كه بر خلاف مهارتها و اصول رسم الخط است اين گونه دليلهائى دست و پا مىكنند در صورتى كه اين
--> ( 1 ) سوره نمل 27 : 21 . ( 2 ) و الذاريات 51 : 47 .