سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)

78

فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)

شيوه درستى نيست . بايد دانست كه خطّ درباره آنان از كمالات نمىباشد چه اين فنّ از جمله صنايع تمدن است كه بخاطر بدست آوردن پول و گذران زندگى به كار گرفته مىشود ، و اصولا در صنايع كمال از امور نسبى است ، و كمال مطلق نمىباشد . زيرا نقص آن به‌خودىخود به دين يا خصال بازنمىگردد ، بلكه نقصان صنعت بستگى دارد به وسائل گذراندن زندگى افراد بشر و بر حسب عمران و همكارى در راه آن پيشرفت مىكند چون « از كوزه همان برون تراود كه در اوست » . پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - امّى بود و پيش كسى درس نخوانده بود ، و اين صفت درباره او و نسبت بمقام وى از كمالات بشمار مىرود ، زيرا او از فرا گرفتن صنايع علمى كه كليّه آنها از اسباب خوش گذراندن زندگى است بدور بود ، امّا امّى بودن يا بىسوادى درباره ما كمال نمىباشد ( امّا نسبت به پيغمبر كمال است ) چه پيامبر فقط به پروردگار خويش توجّه داشت ولى ما در راه زندگانى دنيا يا يكديگر همكارى مىكنيم مانند همهء صنايع و حتّى علوم اصطلاحى و بنابراين كمال درباره پيغمبر بدور بودن اوست از تمامى اينها ولى برعكس درباره ما چنين نمىباشد . مىگويم : و از دلائلى كه ما آورديم روشن شد كه آنچه بعضى بىخردان گفته‌اند كه امثال اين امور مخالف با رسم الخط است و از ناخبرگى نويسنده بوده ، پس متابعت او واجب نيست ، حقيقتا اشتباه است .