سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
76
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
چيزى را جابجا و دگرگون نسازد ، زيرا آنان دانشمندتر و دل و زبانشان راستتر و امانتدارتر از ما بودهاند ، بنابراين زيبنده نيست كه در تدارك كردن آنچه نگاشتهاند ما براى خود حقّى پنداريم . چرا رسم الخط اين حروف قرآن مخالف با قواعد رسم الخط ديگران مىباشد ؟ ابن خلدون « 1 » مىگويد : خطّ عربى در آغاز طلوع اسلام از لحاظ استوارى و زيبائى و خوبى نه تنها به مرحله نهائى كمال بلكه به حدّ متوسّط هم نرسيده بود ، چون عربها در وضع باديهنشينى و وحشيگرى به سر مىبردند و از پيشه و هنر دور بودند . بايد ديد چه نظريّههائى بخاطر رسم الخط قرآن كه صحابه آن را با خطوط متعارف خود نوشتهاند پديد آمده است . آنها با خطوطى كه از زيبائى بهرهء چندانى نداشت ، اصول خطّ قرآن را نوشتهاند ، و در نتيجه در نظر كارشناسان ، بسيارى از شيوه نگارش آنان با قواعد و رسوم صنعت خطّ سازش ندارد ، و سپس تابعين نيز همان رسم الخطّ را از لحاظ تيمّن و تبرّك رسم الخطّ اصحاب پيامبر پيروى كردهاند ، همان صحابهاى كه پس از پيغمبر بهترين افراد بشر بشمار مىرفتند و گفتارهاى وحى را از قرآن و سخن پيامبر فرا گرفته بودند . چنان كه هماكنون نيز برخى از افراد خطّ يكى از اولياء خدا ياد دانشمندى را از لحاظ تبرّك سرمشق خود قرار مىدهند و شيوه رسم
--> ( 1 ) فصل 30 از باب 15 از مقدّمه صفحه 619 چاپ مصر .