سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
142
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
ابىّ شتابان و خرامان آمد و عمر به او گفت : اهل شام آيه را اينطور خواندند . ابى گفت : من برايشان چنان خواندهام عمر به زيد گفت : تو بخوان . زيد همان قرائت عامّه مردم را خواند ، پس عمر دست به دعا برداشت و گفت : خدايا من هم جز اين نمىدانم . . . حاشيه : اين نقل دلالت مىكند بر اينكه قرائت زيد متواتر بوده زيرا قرائت او موافق با قرائت همهء مردم بود و اين ماجرا دو سال پيش از آن بوده كه عثمان مردم را بر يك محور قرائت جمع كند . 22 - در صفحه 148 س . . . نوشته : « اخبار زيادى كه مخالفين روايت كردهاند اضافه بر آن رواياتى كه در موضوعهاى سابق گذشت صريحا دلالت دارند بر اينكه در مصحف موجود تغيير و نقصانى واقع شده » . حاشيه : در امثال اين اخبار اگر ما خودمان را فرض كنيم كه در عصر پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - يا عصر صحابه به سر مىبريم به جورى كه توان آن را داريم كه بطور يقين صحت اين قرائتها را بدست آوريم ، و از جهت تواتر نقلكنندگان براى ما علم پيدا شد به اينكه مثلا ابن عباس آيهاى از قرآن را بر خلاف آنچه در مصحف موجود هست قرائت نموده ، و علم هم بر ايمان پيدا شد كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - آن را براى وى بيان داشته و قرائت معروف را هم انكار نكرده براى ما خواندن هر دو قرائت ( قرائت ابن عباس و قرائت معروف ) جايز است . اگر چه در يكى از آن دو قرائت كلمهاى زياد شده باشد زيرا هر دو قرائت متواتر ( آنچنان ) از پيامبر خدا به ثبوت رسيده . و امّا اگر درستى اين نسبت به ابن عباس ثابت نشد يا تقرير پيامبر خدا او را به آن قرائت به تواتر ثابت نشد و احتمال سهو و خطاى او را در حفظ داديم براى ما