سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
138
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
حاشيه : پوشيده نيست كه مصحفهاى كهن نقطه و تشديد و حركتها را نداشته بلكه فقط شكل حروف در آنها نوشته بود و « عليا » و « علينا » به يكديگر نزديكند و سهلانگارى نويسنده بس بود در جابجا شدن اين دو كلمه بلكه رنگ مداد ، و زبرى كاغذ و كهنه شدنش بعد از نوشتن و عوامل ديگر چه بسا موجب آن مىشوند كه خواننده و بيننده به ترديد بيفتد و « علينا » را « عليا » بخواند . گذشته از اينكه حديث اوّل و دوم درباره نقل قرائت ابن مسعود با يكديگر مختلفند پس چگونه بر آن اعتماد مىكند ، و بر فرض درستى آن نظير اين اختلافات در قرائت از قرّاء سبعة نيز نقل گرديده . 15 - در صفحه ( 116 - 117 ) نوشته : « كلينى نقل كرده است از محمّد بن يحيى ، از احمد بن علىّ بن حكم ، از عبد اللّه بن فرقه و معلى بن خنيس كه گفتهاند ما در محضر امام صادق - عليه السّلام - بوديم و ربيعة الرّاى نيز با ما بود ، پس از قرآن سخن به ميان آورديم . امام صادق - عليه السّلام - فرمود : اگر قرائت ابن مسعود بر طبق قرائت ما نباشد او گمراه و خطاكار است » . ربيعة پرسيد : واقعا خطاكار است ! . فرمود : « آرى گمراه و خطاكار است » . حاشيه : « ضالّ » آدم خطاكار و منحرف است در برابر درستكار و هدايت شده به راه ، و هر كه غير از معصوم بطور كلى در حكم بدون خطا نيست لكن اين كلمه در ميان غير عربها مذمت و دشنام است كه بر شايستگان اطلاق نمىشود و لكن در لغت مانعى از آن نيست بنابراين شخص صالح هم اگر در حكمى اشتباه كند خطاكار است . و