جمعى از نويسندگان

69

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

سفارش به زيارت امامان و امام زادگان و تلاوت مستمر زيارت جامعه در جمعه و . . . از شاخصه هاى توحيد ولايى ايشان است . همچنين توصيه مى كردند . « يك دوره تاريخ اسلام را از ولادت حضرت رسول تا سال ولادت حضرت حجت ( عج ) بخوانيد . » « 1 » همچنين ايشان توجه ويژه ايى به روايت عنوان بصرى صادره از امام ششم شيعيان حضرت صادق ( ع ) داشته و شاگردان را به توجه ، مطالعه و عمل به مضامين والاى آن سفارش مى نمودند . « اهتمام و عمل به اين روايت از جمله دستورالعمل هاى اساسى و پايه در شيوه عملى و مكتب تربيتى سيد على آقا قاضى بود . » « 2 » توجه خاص به امام عصر در دوران غيبت از ديگر شاخصه هاى توحيد ولايى اين عارف بود . ايشان معتقد بودند كه ظهور حضرت حجت را مى توان از كهيعص استخراج كرد . « 3 » مسجد سهله از جمله مكانهاى مقدسى است كه با امام عصر مرتبط مى باشد . سيد قاضى از عبوديت در اين مكان بهره مى برد تا توحيد را با ولايت در هم آميزد . « مرحوم قاضى در مسجد سهله به عبادت مى پرداخت . وى در اين دو مسجد - مسجد كوفه - براى برنامه هاى عبادى و عرفانى اتاق داشت . برخى شبها را به تنهايى در آن تا صبح به راز و نياز مى پرداخت . » « 4 » اقاى قاضى به اين نكته مهم در طريق عرفان توحيدى توجه داشتند كه ولايت به همراه برائت از دشمنان اهل بيت است و نمى توان يكى را اتخاذ و از ديگرى غفلت كرد . « من مىخواستم براى تحصيل به مصر بروم . فرمودند : چرا مصر ؟ مصرى ها معمولا ولايت دارند اما برائت ندارند جايى برو كه هم ولايت و هم برائت توأم و تكميل باشد . » « 5 » اگر چه به طور مشخص صحبتى از ايشان در باب ولايت فقيه و نقش روحانيت در عرصه حكومت نقل نشده اما اشاراتى عرفانى از سيد قاضى در باب نقش امام ( به عنوان روحانى ) در مقابله با طاغوت زمان رسيده است . از وصى ايشان آيت الله قوچانى نقل شده در جلسات نجف اشرف با استاد ناگهان سيد جوانى وارد شدند . مرحوم قاضى بحث را قطع كردند و احترام زيادى به اين سيد كردند و به آن سيد فرمودند : « آقا سيد روح الله در مقابل سلطان جور و دولت ظالم بايد ايستاد ، بايد مقاومت كرد ، بايد با جهل مبارزه كرد . » « 6 » اين در حالى بود كه هنوز صحبتى از انقلاب امام خمينى نبود . اين مطلب در واقع تأييدى بر انديشه سياسى ايشان در مواجهه با ظلم و طاغوت زمان مىتواند باشد .

--> ( 1 ) - درياى عرفان ، ص 97 ( 2 ) - درياى عرفان ، پيشين ، ص 119 ، وصيتنامه آقاى قاضى ( 3 ) - اسوه عارفان ، پيشين ، ص 37 بخشى از يكى از اشعار سيد قاضى : . . . گفت از آن شادم كه اللهم خداست - پس پيمبر احمد و حيدر وزير - از چه پژمان گردم و آشفته رنگ - مى رسد در سر بشارات بشير - پير بودم گشتم از يوسف جوان - كور بودم گشتم از نورش بصير . . . ( 4 ) - درياى عرفان ، پيشين ، ص 125 ( 5 ) - بحر خروشان ، ص 30 ( 6 ) - بحر خروشان ، ص 109