جمعى از نويسندگان

66

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

توحيد در استعانت و توسل قاضى در تمام مسائل زندگى خود از خداوند متعال مسئلت و يارى مى جويند ، و خود در پى بر . ز اين صفت الهى به كمك خلق خدا و استعانت آنها مى شتافتند . « شيوه عبادى ايشان عبوديت مخلصانه و نيكوكارى به مردم بود . » « 1 » يكى از شاخصه هاى عرفان توحيدى سيد قاضى توجه به ظرفيتهاى خلائق در مواجهه با مسائل هستى بود . ايشان نه اسرار بلكه حتى آموزه هاى عرفانى خود را هم با ملاحظه استعدادهاى مردم به آنان متذكر مى شد . وى بر اين باور بود كه « استعداد و ظرفيت آدميان مختلف و گوناگون است . هر سخنى را با هر كسى نبايد در ميان نهاد . بايد استعدادها را در نظر گرفت . » « 2 » ارتباط و بر آورده كردن نيازهاى مردم و يارى رساندن به آنها با اخلاص قاضى پيوند داشت . لذا هرگاه وسوسه ايى براى نفى عمل توحيدى او در دلجويى از بندگان خدا پيدا مىشد ، شيخ با هوشيارى عكس العمل نشان مى داد . يكى از شاگردان مكتب قاضى نقل مىكند : « آقاى قاضى فرمود مى خواستم به مجلس ترحيم يكى از دوستانم بروم اما چون ديدم اين كارم براى خدا نيست و براى اين است كه بگويد قاضى نيز به مجلس ما آمد ، از نيمه راه برگشتم . » « 3 » يارى خلق خاصه نيازمندان - كه از مظاهر استعانت الهى بوده و در رفتار سالك كوى حق بروز پيدا مىكند - در مكتب قاضى با رعايت تمام دقايق آن صورت مى گرفت . نقل شده است كه در مغازه سبزى فروشى مرحوم قاضى كاهو هاى پوسيده با برگ هاى خشن و بزرگ را جدا كرده و زير عبا گرفته و مى برد . . . علت را سوال كردم . فرمودند : « آقا جان اين مرد فروشنده شخص بى بضاعت و فقيرى است . و من گاه گاهى به او مساعدت مى كنم . و نمىخواهم چيزى به او بلا عوض داده باشم تا اولا آن عزت و شرف و آبرو از بين نرود و ثانياً خداى ناكرده عادت كند به مجانى گرفتن و در كسب هم ضعيف شود . براى ما فرقى ندارد كه كاهوى لطيف و نازك بخوريم يا از اين كاهوهاو مى دانستم اينها بلاخره خريدارى ندارد و ظهر كه دكان خود را مى بندد به بيرون خواهد ريخت » « 4 » گاهى يارى نيازمندان در مرام عرفانى قاضى بر ملا كننده كرامات وجودى ايشان مىشد . روزى يك نفر براى يافتن چاره فقرش به سراغ قاضى مى رود . وى از جيبش يك مشت فلوس ( پول خرد عراقى ) مى آورد و مى گويد بدون اينكه به مقدار اين پول دقت كنى از آن استفاده نما . تا مدتها همين كار را كرد اما روزى وسوسه شد و پول را شمرد ديد چند فلوس

--> ( 1 ) - بحر خروشان ، ص 108 ( 2 ) - بحر خروشان ، ص 77 ( 3 ) - بحر خروشان ، ص 103 و 104 ( 4 ) - بحر خروشان ، ص 103