جمعى از نويسندگان
487
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
اينطور بايد معنا كرد كه : نه تنها أسماء كه تجليّات صفاتِ كمالى حقّاند حجاب ذاتِ الهياند و نه تنها واسطة بين حقّ و خلقاند و خلق از طريق أسماء با خداوند مرتبط است ، بلكه أسماء جارى و سارى در خلق هم مىباشند بطوريكه اركان موجودات را احاطه كرده و تار و پود مخلوقات را فرا گرفته آنوقت اگر مخلوقات بخواهند كارى انجام دهند و تأثيرى گذارند به أسماء محتاجاند - البته احتياج ما به الوجود نه ما منه الوجود - و خداوند هم از طريق أسماء تأثير در خلق مىگذارد از اين رو گفته مىشود كه أسماء دو موطن و مكانت وجودى دارند ، يك : حجاب ذات الهى و واسطة بين حقّ و خلق در ارتباط و شناخت و خواندن و پرستش حقّ تعالى از مجالى أسماء ، دو : جارى و سارى بودن همين أسماء و تجليّات الهى در مخلوقات و فرا گرفتن آنها و تأثير گذارى آنها در عالَم وجود و به تكامل رساندن آنها ، حال وقتى أسماءِ الهى جارى و سارى در مخلوقات شدند محلّ و موطن طلب مىكنند و موطن آنها هم خود مخلوقات مىباشند آنوقت : سخن اصلى كه مربوط به دعاى سمات است اينطور آغاز مىشود به اينكه : تأثيرات دو گونه هستند يا مربوط به حقّ تعالى است و يا مربوط به مخلوقات اوست ، اگر به مخلوقات مربوط باشد هر گونه تأثيرى كه مخلوق بخواهد در عالم گذارد به إسم مناسب آن اثر نيازمند است اگر بخواهد بشنود بايد إسم السّميع در او جارى شود و او را احاطه كند تا حقيقت شنوائى صورت گيرد ، اگر بخواهد ببيند بايد إسم البصير در او جلوه كند تا ديدن تحقّق يابد ، اگر بخواهد تعقّل كند بايد إسم الحكيم در او تجلّى كند تا بتواند تعقّل كند ، اگر مىخواهد هدايت كند بايد إسم الهادىِ خداوند در او جلوه كند تا بتواند كسى را هدايت كند ، اگر مىخواهد بخاطر خبث درونى ديگران را گمراه كند بايد إسم المُضلّ در او تحقّق يابد ، اگر مىخواهد نماز گذارد روزه گيرد و اعمال عبادى انجام دهد بايد إسم القوىّ در او جلوه كند حتّى اگر مىخواهد معصيت هم كند بايد اين إسم در او تحقّق يابد تا توان معصيت را داشته باشد بله مؤاخذه و عقاب مربوط به خود انسان است زيرا اين قوّت را به اختيار ، صرف گناه مىكند يعنى خود قوّت به إسم القوّىِ خداوند است امّا جهت قوّت كه در چه راهى پياده شود به سوء اختيار عبد و خُبث درونى او برميگردد حتّى ارادة بنده هم به ظاهر شدن إسم المريدِ خداوند در بنده و جارى شدن اين إسم در او صورت ميگيرد امّا جهت اراده كه چه چيز را اراده و اختيار كند به پاكى درون يا خباثتِ اكتساب شدة درون برميگردد لذا خداوند در قرآن نسبت به اصل شنوائى يا بينائى در انسان مىفرمايد : إِنَّا خَلَقْنَا الْانسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعَا بَصِيرًا ( ما انسان را از نطفهاى مخلوط آفريديم تا امتحانش كنيم و او را شنوا و بينا كردهايم ) « 1 » كه با
--> ( 1 ) - الكلينى ، الكافى ، ج 1 ص 159 ، صدوق ، التوحيد ، ص 338 ، مجلسى ، ج 5 ص 56 ، 93 و . . .