جمعى از نويسندگان

454

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

خودش مىگويد : بيست سال تمام است كه وضو دارم و بى وضو نبوده ام الا حين تجديد وضو و نخوابيده ام مگر با طهارت آبى . شبها كه ديگران مى خوابند تازه آغاز گريه به درگاه معشوق است و آتش عشق افروخته تر ستارگان شب با گريه ها و قنوت هاى طولانى اش آشنا هستند ، فرزندان بارها در خانه آن قنوت هاى طولانى و گريه ها را ديده و شنيده اند و طلاب مدرسه نيز گاهى شب هايش را به تماشا نشسته اند و اين است به علامه طباطبايى اين گونه مى گويد : پسرم دنيا مى خواهى نماز شب ، آخرت مى خواهى نماز شب و آن سوز آتشين درون ، در علامه موثر مى افتد و علامه از آنجا به بعد شاگرد ايشان مىشود و از حكمت و عرفان مطالبى مى آموزد تا به حال مثل آن را نشنيده است . اما خلوت او تنهايى نيست بلكه آكنده از اسرار است . انس او با خلوت است و روح او با وحدت . ساعتها به تفكر در وادى السلام مى پردازد و خودش مى گويد با روح مردگان مانوس تر است تا با زندگان . با قرآن مانوس است و آن را شراب المومنين مىداند در نامه اى خطاب به يكى از شاگردانش كه دستورالعمل خواسته بود قرآن را دستورالعمل مىداند . و به آيت إله على محمد بروجردى مى گويد : هيچ گاه از قرآن جدا مشو و ايشان تا به آخر به اين سفارش وفادار مى ماند و قرآن مى خواند . ذوب در توحيد : احوالاتش توحيدى است و چقدر توحيد زيباست و چه هيبتى دارد توحيد . يكى را ديدن و براى يكى بودن و از تمام اغراض خالى شدن و هرچه غير او را به فراموشى سپردن . مگر با توحيد كسى و چيزى مى ماند كه بخواهد توجه او را جلب كند ؟ او با امواج اين بحر به اين سو و آن سو مى رود و گاهى شوق وجد بر او غالب مىشود . معلوم نيست او در كدام گلزار توحيد به تماشا نشسته و در كدام عوالم سير مىكند كه خبر از مشاهدات توحيدى ديگران مىدهد . او هرگز نمى گذارد اسرارش فاش شود و سينه اى لبريز از رازهاى آن دلبر نهانى دارد . عمرش را در ميان شعله هاى اين خورشيد ناب سپرى مىكند و چقدر برافروخته مىشود اگر كسى اينها را خيال تصور كند . آيت إله نجابت مى گويد : « بنده اول مجلسى كه محضر آقاى قاضى بوديم خيلى گرم گرفتند و ماهم كه خوش بوديم در اثر التفات ايشان زبانمان باز شد و گفتيم : آقا اين وضعى كه