جمعى از نويسندگان
455
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
اهل معرفت دارند به خيال است يا به حقيقت ايشان چشمهايشان را درشت كرد و فرمودند : ديگر اين سخن را نگو اين ها همه عاقل هستند عمرشان را براى خيالى كه هيچ ارزش ندارد تلف مى كنند ؟ ارزش خيال به اندازه خود خيال است . يعنى توحيد خيالى ارزشى ندارد . تا شخص يكانگى پروردگار عالم را به صرف روح ، به صرف نور خدا ، به صرف خود خدا ، به صرف وجود حقيقى نشناسد ارزش فوق العاده اى ندارد » از او ذكر « لاهوالاهو » را زياد مى شوند يعنى حقيقت توحيد و چقدر توحيدش توام با لطافت است كه حتى در انتخاب پرندگان خانگى نيز پرنده اى را دوست دارد كه نامش به نام محبوب نزديكتر است . « آن موقع كفترهايى در نجف بودند كه به آنها ياهو مى گفتند آقاى قاضى از آنها خيلى خوشش مى آمد و آنها را در راهرو گذاشته بود » « 1 » عرفان و كتمان : جذبه عميق عشق در روح و روان آيت إله قاضى آتشى به پا كرده كه هر غيرى در آن خاكستر مىشود حتى اگر اين غير وجود خودش باشد . او از شناخته شدن و از اينكه ديگران بخواهند اطرافش جمع شوند و از شهرت و مدح و تعريف و تمجيد گريزان است و مى خواهد گمنام بماند . او كه ساليان دراز براى خدا و با خدا زيسته و از اسرارش براى كسى نگفته است او كه به مقامات و منازلى دست يافته كه در تصور ديگران هم نمى گنجد و تا ناكجا در عالم نور سير كرده نمى خواهد پرده از روى چهره ملكوتى برداشته شود و نمى خواهد خلوت خود را با محبوبش از دست بدهد : از پادشاه و گدا فارغم الحمدالله * گداى خاك در دوست پادشاه من است او در گمنامى چيزى يافته كه در اجتماع نيافته است و حال هرچه بيشتر در بحر عميق عرفان قدم مى نهد سكوتش بيشتر و حيرتش افزون تر مىشود و ديگر تا آخر از آنچه مىبيند و مىشود دم برنمى آورد : رازى كه بر خلق نگفتيم و نگوييم * با دوست بگوييم كه او محرم راز است او در طى ساليان متمادى حتى به شاگردانش هم از عوالم خود چيزى نمى گويد وقتى بخواهد مطلبى را بيان كند مى گويد خواب ديدم و نه بيشتر .
--> ( 1 ) - به نقل از استاد سيد محمد على قاضى نيا