جمعى از نويسندگان
403
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
5 . فرمان بُردارى طبيعت ؛ برترين مرحله ، كه طبيعتِ خارجى نيز مُسخَّر و مطيع انسان مىشود ؛ و معجزات و كراماتِ انبيا و اولياءالله « 1 » از اين مقوله است . خداوند مىفرمايد : « وَ ما يتَقرّب الَى عَبدٌ مِن عِبادى بِشَىءٍ احَبّ الَى مَا افْتَرَضتُهُ عَلَيهِ ، وَ انَّهُ لَيتَقَرَّبُ الَى بِاالنَّوافِل حَتّى احِبُّهُ ، فَاذا احبَبْتُهُ كُنْتُ سَمعَهُ الَّذى يسمَعُ بِهِ ، وَ بَصَرَهُ الَّذى يبصِرُ بِهِ ، وَلِسانَهُ الَّذى ينْطِقُ بِهِ وَ يدَهُ الَّذى يبطِشُ بِها ، انْ دَعانى اجبْتُهُ ، وَ انْ سَئَلَنى اعطَيتُهُ . « 2 » عبادت ، سبب تقرّب ، و تقرّب ، موجب محبوبيت نزدِ خداوند است . و اين است ولايت تكوينى « 3 » ، كه آدمى براثر پيمودن صراط عبوديت ، به مقام قُربِ الهى « 4 » نايل مىگردد . و اثر وصول به چُنين مقام شامخى - در مراتب عالىاش - آن است كه معنويت انسانى در او متمركز مىشود ، و با داشتنِ اين معنويت ، قافلهسالار معنويات ، مسلّط بر ضماير ، و شاهد بر اعمال ، و حجّت زمان مىشود . زمين ، هيچگاه از ولىاى كه حامل چُنين معنويتى است ، خالى نيست . « 5 » آرى : انسانِ كامل « 6 » است كه مَجلاى ذاتِ اوست * مجموعهاى كه جامعِ ذات و صفاتِ اوست « 7 » شاعر مىگويد : جامِ جهان نما « 8 » ، دلِ انسان كامل است * مِرآتِ « 9 » حق نما ، به حقيقت ، همين دل است و باز : هرچه در عالَم « 10 » ، عيان « 11 » و مُظهَر « 12 » است * جُمله در انسانِ كامل ، مُضمَر « 13 » است و اينان « نشانههاى روشن خدا ، در بيابانهايند . . . ذكرِ خدا را به جاى دنيا برگُزيدند . . . نشانههاى هدايت و چراغهاى روشن كُنندهى تاريكىها . . . و فرشتگان ، آنان را در ميان گرفتهاند ، آرامش بر آنان فرود آمده ، درهاى ملكوت فرا روىشان گشوده گرديده ، و جايگاه الطاف بىپايان پروردگار را براىشان مهيا ساختهاند . . . » « 14 » * * * و چه خوش است در بال پرواز ، نماز - مظهر كامل اظهار عبوديت - را ، از منظر كوه عظيم توحيد ، سيدالعرفاء ، صاحب مقام تشرّف ، استادِ كُل ، سالك رياضِ قُدس ، مخزنِ اسرار و
--> ( 1 ) - كرامات : حادثه يا عمل فوق العادهاى كه برخى بندگان صالح خدا و اولياى مُقرَّب پروردگار انجام مىدهند و نشانهى قُرب و منزلت آنان نزدِ خداوند ، و توجّه خاصّ الهى به آنهاست ؛ ر . ك : فرهنگنامهى دينى ، ص 187 . همچنين عبوديت پيامبران ( ع ) هرگز مانع از آن نيست كه آنان به اذنالله ، از امور پنهانى مربوط به گذشته ، حال و آينده آگاه باشند ، يا كارهاى خارقالعاده انجام دهند ؛ چُنين امورى را علم غيب و معجزات مىنامند ، و اعتقاد به انجام اينگونه كارها به اذن الهى ، نَه شرك است ، و نَه منافاتى با مقامِ عبوديت آن بزرگواران دارد ؛ اعتقاد ما ، ص 34 - 35 ؛ با اندكى تلخيص و تصرّف . نوشتنى است كه معجزه ، با سِحر و جادو و كارها مرتاضان ، تفاوت دارد ؛ از جمله : محدود به زمان و مكان و شرايط خاصّى است و ابزار مُعينى مىطلبد ؛ نيز غالباً همراه با اهداف مادّى ( ثروتاندوزى ، جلب نظر مَردم است و . . . ) ؛ بر خلاف معجزات انبيا ( ع ) ، كه از نيروى لايزال الهى نشأت گرفته ، هيچ محدوديتى ندارد و . . . ؛ ر . ك : اصول اعتقادات در چهل درس ، درس 17 ، ص 92 - 93 . ( 2 ) - كلّيات احاديث قُدسى ، در باب محمّد ( ص ) ، ص 238 : « و به من تقرّب نمىجويد بندهام ، با چيزى دوست داشتنىتر از آنچه برايش واجب كردهام . همانا او با نافلهها ( مستحبّات ) - كه من فرض نكردهام ، ولى وى براى محبوبيتِ آنها نزدِ من انجام مىدهد - به من نزديك مىگردد ، تا دوستش بدارم . پس : زمانى كه دوستش داشتم ، گوشش مىشوم كه با آن مىشنود ، و چشمش كه با آن مىبيند ، و زبانش كه با آن سخن مىگويد ، و دستش كه با آن حمله مىكُند ( كار انجام مىدهد ) . و هنگامى كه مرا بخوانَد ، اجابت مىكنم ، و اگر از من بخواهد ، مىبخشم . » ( 3 ) - ولايتِ تصرّف ، يا ولايتِ معنوى . ( 4 ) - استاد مطهّرى ( ره ) مىنويسد : « قُربِ به حق ، يك حقيقت واقعى است ، نَه يك تعبير مَجازى و اعتبارى » ؛ ر . ك : ولاء و ولايتها ، ص 84 . ( 5 ) - مُراد ، « انسانِ كامل » است ؛ ر . ك : انسان كامل ، ص 14 ، 41 - 42 و 59 . استاد مطهّرى ( ره ) مىنگارد : تعبيرِ « انسان كامل » در ادبيات اسلامى تا قرن هفتم وجود نداشته است . امروز در اروپا هم اين تعبيرخيلى زياد مطرح است ، ولى براى اوّلين بار ، در دنياى اسلام ، اين تعبير در مورد انسان - به وسيلهى عارفِ معروف ، مُحيىالدّين عربى اندُلسى - به كار بُرده شده است ؛ فرهنگ استاد ، ص 88 ؛ ر . ك : فلسفهى تاريخ ، ج 1 ، ص 253 و تكامل اجتماعى انسان ، ص 130 - 144 . ( 6 ) - ولاء و ولايتها ، ص 285 . ( 7 ) - در فرهنگ اصطلاحات و تعبيرات عرفانى مىخوانيم : سالِكانِ طريقت دربارهى انسانِ كامل ، سخنانِ بسيار گفتهاند و عمدتاً با خصوصيات و مَدارجى كه برايش قائل شدهاند ، او را در حُكم همان اكسير اعظم ( آنچه كيمياگران مىجستند ، تامِس را بِدان زَر كنند ) كرده است كه مىيافت نشود ! ر . ك : عزيزالدّين نسفى ، انسان كامل ، ص 81 ؛ هدايت ؛ رياض العارفين ، ص 37 ؛ قيصرى ، شرح فصوص ، ص 10 ؛ رياضالسّياحة ، ص 146 ؛ و رسايل اخوانالصّفا ، ج 2 ، ص 30 . ( 8 ) - از : شاه نعمتالله ولى . « مَجلى / مجلا » به معناى محلّ جلوه و ظهور - جاى روشن و آشكاركردن ، آمده است ؛ دكتر محمّد مُعين ، فرهنگ فارسى ، ج 3 ، ص 3881 . ( 9 ) - جام جهان نما : جامى كه در آن ، جهان را مشاهده كُنند ، جام جَم ، جامِ سكندر . ( 10 ) - مِرِآت : آيينه . ( 11 ) - عالَم : جهان و مافيها ( آنچه در اوست ) . ( 12 ) - عَيان : ظاهر ، آشكار . ( 13 ) - مُظهَر : آشكاركننده . ( 14 ) - مُضمَر : ضمير گرفته شده ، پوشيده ؛ فرهنگ فارسى به فارسى سعدى ، ص 534 .