جمعى از نويسندگان

361

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

در ادامه به بررسى ابعاد مختلف تأثيرات علامه قاضى بر شاگرد برجسته مكتب ايشان سيد محمد حسين طباطبايى تبريزى خواهيم پرداخت . 3 - 1 . نحوه آشنايى و ارتباطات ميان اين دو دانشمند درسال 1302 شمسى كه به شدت سرگرم درس و بحث بود تقريباً 21 سال داشت كه مقدمات ازدواج براى ايشان فراهم گرديد و دختر مرحوم حاجى ميرزا مهدى آقا طباطبايى مهدوى را كه يكى از خويشان پدرى ايشان بودند به زوجيت در آورد و دوسال بعد از ازدواج يعنى در سال 1304 و پس از پايان دوره دروس حوزه تبريز با داشتن فرزندى به نام « محمد » به همراه خانواده و برادر خود عازم نجف اشرف شد . ( رمضانى ، 1387 ، ص 32 ) مرحوم علامه ( قدس سره ) قريب يازده سال كه در نجف اشرف اقامت داشت علاوه بر تحصيل فقه ، اصول ، رياضيات ، فلسفه ، رجال و تفسير ، در عرفان عملى نيز بسيار جدى و كوشا بود و مرتب به محضر استادان بزرگ مرحوم حاجى ميرزا على آقا قاضى حضور مى يافت و از بركات اخلاقى ايشان در سير و سلوك و تزكيه نفس توشه هاى فراوان گرفت و به درجات و مقامات عالى اخلاقى و عرفانى نائل شد . ايشان درباره ورود به نجف و آغاز تحصيل در آن حوزه مقدسه مى نويسد : « هنگامى كه از تبريز به قصد ادامه تحصيل علوم اسلامى به سوى نجف اشرف حركت كردم ، از وضع نجف بى اطلاع بودم ، نمى دانستم كجا بروم و چه بكنم . در بين راه همواره به فكر بودم كه چه درسى بخوانم ، پيش چه استادى شاگردى نمايم و چه راه و روشى را انتخاب كنم كه مرضى خدا باشد . وقتى به نجف اشرف رسيدم ، لدى الورود رو كردم به قبه و بارگاه اميرالمؤمنين عليه السلام و عرض كردم : « يا على ! من براى ادامه تحصيل به محضر شما شرفياب شده ام ولى نمى دانم چه روشى را پيش گيرم و چه برنامه اى را انتخاب كنم ، از شما مى خواهم كه در آنچه صلاح است مرا راهنمايى كنيد . » منزلى اجاره كردم و در آن ساكن شدم . در همان روزهاى اول ، قبل از اينكه در جلسه درسى شركت كرده باشم در منزل نشسته بودم و به آينده خودم فكر مى كردم . ناگاه درب خانه را زدند ، درب را باز كردم ديدم يكى از علماى بزرگ است ، سلام كرد و داخل منزل شد . در اتاق نشست و خير مقدم گفت . چهره اى داشت بسيار جذاب و نورانى ، با كمال صفا و صميميت به گفتگو نشست و با من انس گرفت ، در ضمن صحبت اشعارى برايم خواند و