جمعى از نويسندگان
342
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
بهنظر مىرسد ، معنويت بهعنوان غايتى براى تربيت ، در نظامهاى تربيتى دينى و غيردينى ( بهعنوان اصل يا حاشيه ) مورد توجه بوده ، در نظامهاى دينى ، شريعت ، براى اين غايت ، طريقيت يافته و مسير ، جهت ، ابزار و سازكار حركت را نشان مىدهد . بنابراين « تربيت معنوى » را بهعنوان برآيندى از تربيت اخلاقى ، عرفانى و دينى مىتوان دانست كه مىكوشد با استخراج و كاربست نيروهاى معنوى موجود در تمام اشياء و پديدهها ( چيزها و مفاهيم ) ، خود يا ديگرى را به سمت انسانشدن ، آنسان كه دين ( اسلام ) در نظام انسانشناسى خود ارايه مىدهد براند . در اين برداشت از تربيت معنوى ، دين بهمعناى خاص و جامع يعنى اسلام مورد نظر بوده و در معنوىسازى تربيت ، نقش اصلى و اساسى را بر عهده دارد و از همين نقطه ، مسير و كاركرد خود را از تجربهها و همتاهاى غير خود حتى آنها كه در چارچوب ديگر اديان آسمانى « 1 » تعريف و معرفى مىشوند جدا مىسازد . نظر و نظريه گذرى بر سيرهى مرحوم قاضى ، نگارنده را به سمت استنباط اين گزاره كشانده كه سيرهى تربيتى ايشان بر « تربيت معنوى » استوار شده ، به اين معنى كه از تمام پديدهها و چيزها ، معنوىترين صورت يا معنويت آنها را استخراج و براى تربيت خود و ديگران بهكار مىبندد . « 2 » با اين مفهوم ، سيرهى مرحوم قاضى ، واكاوى ، كالبدشكافى و گزارهها ، جلوهها و دالهاى مرتبط بيرون كشيده شده و صورتبندى مىشود تا تبيينگرى آنها نسبت به ادعاى طرح شده سنجيده شود . تربيت معنوى : نمودها و نمونهها « 3 » گزينش انسانهاى معنوى : در نظامهاى تربيتى ، بهويژه آنها كه بر تعليم تاكيد و محوريت دارد رسم بر اين است كه انسان يا فراگير است و دانشآموز يا فراده و استاد اما انسانها همگى در نظام تعليم و تربيت اسلامى « دانشآموزگار » هستند يعنى در تمام عمر همراه با « دانشآموزندگى » و تعليم ديگران ، خود مشغول به يادگيرى هستند و هيچگاه دانشآموخته نمىشوند « 4 » و همين ويژگى ، پويندگى و پايندگى اين نظام را ضمانت مىكند .
--> ( 1 ) - با توجه به اين ديدگاه قابل اثبات كه ديگر اديان آسمانى اصالت نخستين فاصله گرفته ، جامعيت و تماميت دين اسلام را نيز ندارند و از اين رو نمىتوانند تربيت معنوى به معناى يادشده و مورد نظر را به همراه داشته باشند گزارهى يادشده قابل دفاع است . شايد تاكيد مرحوم قاضى ( طاب ثراه ) بر نقش ولايت و جايگاه عمل به شريعت در طى طريق ، بتواند براى اثبات و تاكيد بر گزارهى يادشده يعنى انحصار تربيت معنوى به معنويت دينى مصرح در دين مبين اسلام قابل استفاده باشد . نقل است كه : « ايشان معتقد بودهاند كه بزرگانى را كه نامشان در كتب عرفان ثبت است ؛ و آنها را و اصل فانى مىشمرند ؛ و از اهل ولايت نبودهاند ؛ بلكه از عامه به شمار مىآيند ؛ يا و اصل نبوده اند و ادعاى اين معنى را مىنموده اند ، يا تحقيقاً ولايت را ادراك كردهاند ؛ ولى بر حسب مصلحت زمانهاى شدّت و حكام و سلاطين جور كه از عامه بوده اند تقيه مىكرده و ابراز نمىنموده اند . » ( آوينى 3 ، آنلاين ) ( 2 ) - اين نظريه برگفته از صورتبندى قدرت در انديشههاى ميشل فوكو بهويژه بنانگارههاى مالكيت و موضعيابى قدرت است كه به معنويت نيز تسرى يافته و اين ديدگاه را شكل مىدهد كه در نظام تربيتى اسلامى ، تمام چيزها و پديدهها مىتوانند ذخيرهى معنوى براى بهرهگيرى در مسير تربيت داشته باشند . اين گفتار بنام ، بين عوام از زبان لقمان كه ادب از كه آموختى از بىادبان ، يا نگاه اعتبارى و عبرتبين كه در قرآن بارها مورد تاكيد و توجه قرار گرفته مىتواند دلالتهايى باشد بر نهفتگى معنويت قابل كاربست در فرآيند تربيت در تمام پديدهها چيزها . ( 3 ) - ترتيب موارد ، ارزشى و رتبى نمىباشد بلكه تمام آنها با هم اجزاء يك رويكرد كامل را مىسازند . ( 4 ) - خداوند ( جل جلاله ) به پيامبرش ( صلىالله عليه و إله و سلم ) مى فرمايد : و قل رب زدنى علما