جمعى از نويسندگان
327
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
حضرت آيت الله العظمى حاج سيد ابوالقاسم خوئى رضوان الله تعالى عليه مى فرمايند : « آقا ميرزا على اكبر مرندى مجتهد هستند ، آيت الله هستند ولى تواضع و معنويت او همه القاب را تحت الشعاع خود قرار داده است . » حضرت آيت الله العظمى ميلانى طاب ثراه در وصف مقامات علمى ايشان مى فرمايند : « در زمان تحصيل هر وقت مسئله اى برايمان لاينحل بود خدمت آيت الله مرندى عرضه مى داشتيم و ايشان به راحتى آن را حل مى كرد و جواب شافى و كافى ميداد . » شخصيتى كه حدود ده سال تمام هم حجره حضرت آيت الله علامه طباطبائى رضوان الله تعالى عليه و برادر بزرگوارشان حضرت آيت الله سيد حسن الهى رحمه الله عليه بودند و در مراتب والاى عرفان ده سال از محضر پر فيض استاد عرفان شان حضرت آيت الله قاضى بزرگ قدس سره الشريف بهره ها بردند چنين مقدر شده است كه به منطقه اى از ايران نقل مكان كنند كه نه از عرفان خبرى است و نه از عارف ، ولى بر عكس ، از مخالفت با عرفان و عرفا خبرهاست . حضرت علامه طباطبايى كه به بيان خود حضرت آقا وصف شان پايانى ندارد ، پس از جدائى از آن رفاقت عميق علمى و معنوى كه در نجف اشرف با حضرت آقا داشتند با ارسال نامه هاى محبت آميز به ايشان اظهار اشتياق و آروزى زيارت ايشان را مى نمايند . در پاسخ يكى از نامه هاى آقا چنين مى نگارند : « . . . ياد كتبى كه از اين بنده فرموده بوديد زيارت شد خدا مىداند تا چه اندازه به جا افتاده ، چه عقده هاى اندوهى از دل گشود ، از پريروز كه نامه را خواندم تا كنون بارها مطالعه نموده ام . . . » . معظم له ضمن دوبار مسافرت به خطه آذربايجان ، براى ابراز آن رفاقت ناگسستنى و زيارت يار محبوب خود ، زادگاه آقا را مفتخر به قدوم مباركشان ساخته و به منزل ايشان مشرف مى شوند . ضمناً دريكى ديگر از سفرها به تبريز به مناسبت ارتحال برادر بزرگوارشان عارف والامقام حضرت آيت الله الهى ، با اصرار تمام آقا را امام نماز خود قرار داده به ايشان اقتدا مى فرمايند . شخصيتى كه در تمام طول زندگى علمى و عرفانى خويش كتمان سرّ و خلوت و گمنامى را از آن خود كرد ، مستور نگه داشت و هويدا نكردو لب از لب نگشود و مصداق « هركه را اسرار حق آموختند * مهركردند و لبانش دوختند . » « 1 » گرديد و دربين بزرگان علم و عرفان به « كتوم » بودن شهرت پيدا كرد ، نه از احوالاتش گفت و نه از مشاهداتش ، نه از مكاشفاتش گفت و نه از كراماتش ، همان كراماتى كه ما از شنيدن نامش احساس انبساط و بهجت مى كنيم و كاممان شيرين مىشود ، ايشان با
--> ( 1 ) - مثنوى معنوى