جمعى از نويسندگان

258

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

عبادات و لذائذ معنوى همه از جنس نورند كه با روح تناسب دارند و غذاى روح و يا به تعبير مولانا « قوت جان » اند . من سر نخورم كه سرگران است * پاچه نخورم كه استخوان است بريان نخورم كه هم زيان است * من نور خورم كه قوت جان است بدين ترتيب امثال مرحوم آقاى قاضى جزو « نورخواران » مىشوند كه جنس آن‌ها ديگر نه از جنس گوشت و پوست بلكه از جنس نور مىشود يعنى فرشته صفت مىشوند . مرحوم آيت الله نجابت مىفرمودند : « آقايى هست به نام حسن مصطفوى كه الآن زنده است و در تهران كتاب فروشى دارد . ايشان مشرف شده بود در نجف اشرف تا در محضر آقاى قاضى حاضر شود ( آقاى قاضى را هم نديده بود و نمىشناخت ) . در اثر برخورد با بعضى از طلاب جاهل ، ايشان مىترسد برود محضر آقا . صحن شريف آقا اميرالمؤمنين يك در قبله دارد و يك در سلطانى . آقاى مصطفوى مىگفت : « من در بازار بزرگ نشسته بودم و هر كه را از حرم برمىگشت و از در قبله خارج مىشد مىديدم . همين طور كه نشسته بودم با خودم فكر مىكردم كه چطور شد ؟ من آمدم آقاى قاضى را ببينم ولى مىترسم . در همين اثنا ديدم يك آقاى سيدى از حرم مطهر آمد توى ايوان و ليكن دور تا دورش را نور احاطه كرده است . اين آقا كه راه مىرود شعاع نورش به نظر من يك متر در يك متر از شش جهت بود . من شيفته‌ى او شدم . ولى ديدم از ايوان آمد بيرون رفت براى در سلطانى كه فاصله‌اش با درى كه من نشسته بودم به اندازه‌ى طول صحن است . ديدم ايشان رفت طرف درِ سلطانى و كنار قبر آخوند ملا فتحعلى سلطان آبادى اراكى - كه خيلى محترم است - نشست . من نور را مىديدم ولى نمىشناختم ايشان را و رغبت زيادى هم پيدا شد كه بروم خدمت ايشان . همين طور كه نشسته بودم آن آقا سيد به يك نفر چيزى گفت و آن فرد آمد پيش من ، گفت : آن آقا سيد مىگويد : اى كسى كه اسمت حسن است ، سريره‌ات حسن است ، شكلت حسن است و شغلت حسن است ، چرا مىترسى بيايى پهلوى ما ؟ بيا پهلوى ما و نترس » . مرحوم آيت الله نجابت سپس ادامه دادند كه : « غرضم از ذكر اين حكايت اين است كه آن موقع ايامى بود كه آقاى قاضى خودشان به نور خودشان التفات نداشتند يعنى التفات نداشتند به آن افاضه‌ى پروردگار عالم كه نورش را يك جوانى مىبيند ولى خودش نمىبيند . يعنى گاهى [ نور خدا ] در خود آدمى كه واجد آن نور است محجوب است تا بتواند سعيش را زياد كند ، تا بتواند پر و بالى را كه خدا به او داده است ، بيشتر از آن نتيجه بگيرد » .