جمعى از نويسندگان

239

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

است ، بنابراين ذات مقدّس خداوند به عنوان ذاتى بسيط و بىنهايت منزّه و مبرّاست از اينكه اشعه و انوار و جلوات داشته باشد آنگونه كه جرم آفتاب ، اشعه و انوار و جلوات دارد . از سوى ديگر ، عقل خود ماسوى الله و نور و شعاع و جلوه‌اى از خداوند است كه بىآنكه از ذات مقدّس او صادر شده باشد ، توسط خداوند و به همين عنوان لكن به كيفيتى كه منطقاً براى عقل مجهول است ، جعل ، ابداع و اعتبار شده و اين موجود مجعول و اعتبارى هرگز با آن موجود حقيقى شمرده و سنجيده نمىشود ، زيرا كه شىء اعتبارى و مجعول نه تنها در عرض شىء حقيقى نيست بلكه حتى در ظلّ و طول آن نيز نيست و در برابر شىء حقيقى ، لاشىء محض است . به عبارت ديگر شىء اعتبارى اساساً و ذاتاً چيزى نيست و توسط شىء حقيقى به گونه‌اى لاكيف و مطلقا مجهول جعل و اعتبار شده و مطلقاً با شىء حقيقى سنجيده و قياس نمىشود . فى التوحيد عن ابى جعفر عليه السلام قال : ان الله تبارك و تعالى كان و لا شىء غيره ، نوراً لاظلام فيه و صادقا لا كذب فيه و عالماً لاجهل فيه و حياً لا موت فيه و كذلك هو اليوم و كذلك لايزال ابداً ( ص 141 ) ، امام باقر عليه السلام مىفرمايد : خداوند بود و چيزى غير از او وجود نداشت « لا شىء غيره » و او نورى است كه تاريكى در آن نيست . . . تا آنكه مىفرمايد : « كذلك هو اليوم » يعنى همان‌گونه كه قبل از ابداع و آفرينش ، خداوند بود و كسى جز او نبود ، اكنون نيز پس از ايجاد و ابداع ، همين‌گونه است يعنى اكنون نيز كسى جز خداوند وجود ندارد . هم‌چنين در حديث ديگرى در توحيد صدوق ص 129 پس از توصيف خداوند به عنوان « ليس شىء غيره » تعبير « كذلك لم يزل و لا يزال ابد الآبدين » را دارد يعنى كه قبل از خلق چيزى جز او نبود « لم يزل » هم‌چنين بعد از خلق و « لا يزال » نيز چنين است . يعنى كه خلق و ايجاد اشياء اعتبارى و مجعول ، از آن جا كه اين اشياء در حقيقت چيزى نيستند ، مستلزم محدوديت و حدوث و تركيب آن شىء حقيقى و آن موجود واقعى و اصيل نيست و همان‌گونه كه قبل از خلق و ايجاد ، لا شىء الا الله و لا موجود الا الله صحيح بوده ، اكنون نيز از همين قرار است . و در دو حديث ديگر در كتاب شريف توحيد ص 313 در تبيين معناى الله اكبر حضرت امام صادق عليه السلام با صراحت تمام وجود اشياء ديگر در جنب خداوند را نفى فرموده است . عن ابى عبدالله ( ع ) ، قال رجلّ عنده « الله اكبر » فقال ( ع ) : الله اكبر من اى شىء ؟ فقال : من كل شىء ، فقال ابوعبدالله عليه السلام حدّدته فقال الرجل : كيف اقول ؟ فقال ( ع ) قل : الله اكبر من ان يوصف . ملاحظه مىشود كه امام نفس وجود شىء ديگر را موجب محدوديت خداوند مىداند و از آن جا كه ساحت قدس پروردگار از محدوديت منزه است بنابراين چيز ديگرى غير از خداوند نمىتواند وجود داشته باشد و همين مطلب را امام صادق عليه السلام در