جمعى از نويسندگان
218
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
مكاشفات استنشاقى مانند نفخات روحانى ، مكاشفات ذوقى مانند مائدهى ملكوتى و مكاشفات لمسى مانند ملاقات با ارواح مثالى « 1 » پس از اين گام دوم را بايد برداشت . سالك نخست بايد رسوبات وهمى و شبهات اعتقادى را از مرتبهى عقل تطهير كند تا نفس در يك حركت اشتدادى از مرتبهى خيال گذر كند و به توسعهى عقلى دست يابد كه نتيجهى آن قدرت وجودى مرتبهى عقل و مشاهدهى حضورى آن مرتبه در خويش است . سالك پس از شهود دومين مرتبهى تجردى نفس يعنى عقل ، اندك اندك با عالم عقل تناسب پيدا مىكند و از راه ارتباط و اتحاد با آن عالم به مشاهدهى آن عالم پرداخته و در نتيجه به برخى از مراتب مكاشفات معنوى دست مىيابد و از حقايق نهفته در آن عالم آگاه مىگردد . مكاشفهى معنوى يعنى ظهور معانى غيبى و حقايق عينى كه برخى از مراتب آن در اين مقام براى سالك حاصل مىگردد . مانند « حدس » كه ظهور معانى در قوهى مفكره است و « نور قدسى » كه ظهور معانى در قوهى روحانيهى عاقله است و « الهام » كه ظهور معانى غيبى در مرتبهى قلب است و « شهود روحى » كه ظهور معانى غيبيه به طور مستقيم و بىواسطه از خداى عليم است . « 2 » سالك پس از اين بايد گام سوم را بردارد و آن تطهير مرتبهى سر از ماسواى الهى يعنى كون وجودى و تجربهى اولين مرتبهى فنا در صقع ربوبى است . در اين مرتبه دنس جهان هستى از پيكرهى نفس آدمى محو گشته و نفس در پى يك حركت اشتدادى از مقام تجرد گذر مىكند و مقام فوق تجردش را مشاهده مىكند و به تعبيرى با احاطهى كامل شهودى بر نفس به معرفت تام دست مىيابد و از دريچهى اين مرتبه ، به صقع ربوبى راه مىيابد و مراتب سير در اين صقع را نيز وجدان مىكند و مراتب ديگرى از مكاشفات را تجربه مىكند و به مشاهدهى آن عالم مىپردازد و به ديدهى يقين به معرفت شهودى خداى هستى نائل مىشود كه « من عرف نفسه فقد عرف ربه » يعنى هر كه به گونهى شهودى به معرفت نفس دست يافت ، به معرفت شهودى پروردگار خويش دست خواهد يافت . « 3 » شايسته است كه ما براى آنچه بيان كردهايم شواهدى از بزرگان اين مشرب روايت كنيم ، يكى از علامه حسن حسن زادهى آملى و ديگرى از علامه محمد حسين حسينى طهرانى . علامهى حسنزادهى آملى در اصل سى و يكم از انسان در عرف عرفان مىنويسد : اصلى ديگر كه از مسايل گذشته به دست مىآيد اين كه استعمال قوهى خيال در حال توجه كه صور خياليه در آن متمثل مىشود و مثال مقيد است ، مقدمه است براى وصول و عروج به اصل آن كه خيال منفصل و مثال مطلق در عالم ارواح است . اعنى سالك را بايد
--> ( 1 ) - ر . ك . داود قيصرى ، ص 107 و 108 . ( 2 ) - ر . ك . داود قيصرى ، ص 107 و 108 . ( 3 ) - ر . ك . ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى ، رسالهى لقاء الله ، ص 210 به بعد و 248 به بعد .