جمعى از نويسندگان
20
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
كه حاصل آن ، چيزى جز تحير مكلف نيست . 7 - ماده انگارى جهان و نفى توحيد ، نبوت و معاد . 8 - طرح اعتقادات متضاد با آموزه هاى دينى و غير عقلى و غير قابل اثبات ؛ نظير تناسخ . 9 - گرايش افراطى به آزادى مطلق و سكس 10 - التقاطى بودن و اصالت نداشتن آموزه ها كه گاهى تركيب چند دين و آئين است و . . . ( براى مطالعه در اين زمينه مراجعه شود به كتاب « آفتاب و سايه ها ، نگرشى بر جريان هاى نو ظهور معنويت گرا ، نوشته محمد تقى فعالى ) عرفان و سياست : عرفان را بايد به سياست پيوند زد و سياستى پيراسته از دروغ و نيرنگ و فريب را بنيان نهاد و ميوه شيرين آن را براى جامعه الهى چيد ؛ همچنانكه امير المومنين على ( ع ) آن مقتداى همه ى عارفان ، در عصر معاويه دغل باز چنين كرد و حضرت امام ( ره ) نيز در عصر حاضر به مولايش اقتدا نمود . پيوندى بين عرفان دروغين و سياست راستين و عرفان زلال با سياست كدر نيست ، آنچه اينجا مد نظر است سياست ما عين ديانت ماست است ، نه سياست بازى توأم با جنون قدرت . اگر فرض كنيم همه ، عرفان منهاى سياست را دنبال كنند و يا همه ، سياست منهاى عرفان را پى گيرى نمايند و سياست بازى كنند ، تصور كنيد كه جوامع كوچك يا جامعه جهانى به چه وضعى مى ماند ؛ اما اگر حتى يك نفر آن دو را پيوند زند ، چه بركات مادى و معنوى را به دنبال دارد ؛ چه رسد كه اكثريت جامعه و يا همه آحاد جامعه چنين كنند . شكى نيست كه سياست با قدرت عجين است و چون عارف قدرتى جز قدرت خدا نمىشناسد ، اگر به قدرت برسد ، منشأ آن را قدرت الهى مىداند و نه تنها هرگز سر از طغيان و ظلم و فساد در نمى آورد ، بلكه دست خدا مىشود و حق و عدالت را بر پا مىكند ؛ زيرا عارف در عالم هستى ، غير از يك حقيقت كه همانا هستى مطلق و نامحدود الهى است ، چيز ديگرى را به رسميت نمى شناسدو همه عالم را مظهر و نماد حق مىداند و همه جمالات و كمالات و عظمت و قدرت و محبت را از او مىداند و انسان را كه روحش از نفخه الهى است ، تجلى گاه همه اسماء و صفات الهى مىداند كه خليفه خدا بر زمين و صاحب اختيار در ملك او است . حضرت امام ( ره ) در اين خصوص مى فرمايد : اين قدرت ، از منشأ قدرت است . آن قدرتى هم كه انبيا داشتند از انبيا نبود . بشر از اول تا آخرش هيچ است . آنچه هست ، قدرت خدا است . هر حركتى كه شما مى كنيد با قدرت خدا حركت مى كنيد . . . شما يا ما خيال مى كنيم كه الان