جمعى از نويسندگان

19

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

فقر جانكاه بينوايان را به مشيت و اراده خدا مىسپارند و كار براى اصلاح جامعه را تلاشى بيهوده مىدانند : حافظ گويد : هر آن كه كنج قناعت به گنج دنيا داد * فروخت يوسف مصرى به كمترين ثمنى بيا كه رونق اين كارخانه كم نشود * به زهد همچو تويى يا به فسق همچو منى ز تندباد حوادث نمىتوان ديدن * در اين چمن كه گلى بوده است يا سمنى اما جهت گيرى عرفاى حقيقى ، بر خلاف انزوا طلبى به سوى جامعه است . آنان معتقدند : انديشه‌اى كه از نور معرفت خدا روشن شد ، بايد نورش را به جامعه منعكس كند تا همگان از آن بهره‌مند شوند ، و طبيعى است كه دلى كه از محبت خدا مالامال است ، محبت مخلوقات او را نيز با خود خواهد داشت . انبياى عظام و ائمه معصومين عليهم السلام اگر عارف بالله نبودند ، هرگز خلايق را مظهر حق نمىدانستند و براى حفظ و نجات آنها از چنگال ظلم و ستم ، دل و جان خويش را به توفان بلا نمىسپردند . بنابراين ريشه مبارزه و حماسه ، در عرفان است وقتى درد و داغ و سوز و گداز يك مصلح اجتماعى ، از عرفان او سر زند ، سكوت خود و خلق را مىشكند و همگان را يكپارچه به خروش و فرياد وا مىدارد . عارفى كز نور حق تابنده شد * عالمى از نور او پاينده شد درد و داغش خلق را آرد خروش * جمله گيرد پرچم حق را به دوش از اين رو شيعه در عرفان ، سلوك عمومى را ترويج مىكند ، اگر چه خلوت و عزلت براى عبادت و درد دل كردن با محبوب حقيقى و گريه‌هاى نيم شبى ، ناكرده بسيار مفيد و لازمه كار عارف اصلاح طلب و ضرورى براى هر انسان مسلمان و مؤمن است ؛ اما اين خلوت ، نبايد با انزواى برخى از عرفا كه فرار از مسئوليتهاى اجتماعى و بىتوجهى در برابر موقعيت انسانهاست ، خلط شود . 4 - برخى مشخصات و مميزات ديگر عرفان هاى سكولار : در اينجا براى آگاهى جوانان عزيز اين مرز و بوم ، علاوه بر جلمعه گريزى ، به چند مشخصه ديگر از عرفان هاى دروغين و انحرافى اشاره مىشود تا در طور اين نوع عرفان ها گرفتار نشوند . 1 - گريز از شريعت . 2 - اباحه گرى و بى اهميت دادن ارزش‌ها . 3 - لذت طلبى و شادى خواهى دنيوى 4 - لبيك گوئى به نداهاى درونى هر چند كه رحمانى نبوده و شيطانى باشد . 5 - طرح ادعاهاى اثبات ناپذير 6 - ارائه تكنيك ها و تمرينهاى متناقض و غير قابل اعتماد