جمعى از نويسندگان
13
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
را در خود نداشته اند و يا شرايط اجتماعى به گونه اى بوده كه امكان دخالت در امور اجتماعى را به آنان نمى داده است و الا عارف كه خود را مى سازد براى جهاد مقدسى است كه بايد در متن جامعه انجام دهد . البته غرض از اين مقاله انكار مقامات عارفين و ايراد بر آنان نيست ؛ چرا كه نگارنده ى سطور چنين صلاحيتى ندارد ؛ همانطور كه حضرت امام ( ره ) به فرزندش سيد احمد آقا چنين مى نويسد : انكار مقامات عارفين و صالحين را نكنى و معاندت با آنان را از وظايف دين نشمرى . . . . مى خواهم اصل معنا و معنويت را انكار نكنى . ( ره عشق ، ص 35 ) مفهوم شناسى : در ابتداى اين بحث ، ابتدا به تعريفى از عرفان و جامعه اشاره مىشود : عرفان در لغت نامه دهخدا به شناخت ، شناسائى ، آگاهى و درايت معنا شده است . و در اصطلاح ، موضوع آن ، نيست شدن خود ، و پيوستن به خالق هستى و روش آن ، اصلاح وكنترل نفس و ترك علايق دنيوى و رياضت و خويشتن دارى است . ابن سينا در تعريف عرفان مى نويسد : « آن كه نهان خانه دل از توجه به غير حق باز دارد و دل به عالم قدسى سپارد تا نور حق بدان بتابد . » ( الاشارات و التنبيهات ، تصحييح مجتبى زارعى ، ص 355 ) جامعه تعريفات زيادى دارد كه در اينجا به تعريفى از زبان شهيد مطهرى بسنده مىكنيم : جامعه يعنى مجموعهاى از افراد انسانى كه با نظامات و سنن و آداب و قوانين خاص به يكديگر پيوند خورده و زندگى دسته جمعى دارند ، جامعه را تشكيل مىدهند . . . زندگى انسان كه اجتماعى است به معنى اين است كه ( ماهيت اجتماعى ) دارد ؛ از طرفى نيازها ، بهرهها و برخوردارىها ، كارها و تعاليتها ، ماهيت اجتماعى دارد و جز با تقسيم كارها و تقسيم بهرهها و تقسيم رفع نيازمندىها در داخل يك سلسله سنن و نظامات ميسر نيست ، از طرف ديگر نوعى انديشهها ، ايدهها ، خلق و خويها بر عموم حكومت مىكند كه به آنها وحدت و يگانگى مىبخشد ، و به تعبير ديگر ، جامعه عبارت است از مجموعهاى از انسانها كه در جبر يك سلسله نيازها و تحت نفوذ يك سلسله عقيدهها و ايدهها و آرمانها در يكديگر ادغام شده و در يك زندگى مشترك غوطهورند . نيازهاى مشترك اجتماعى و روابط ويژه زندگى انسانى ، انسانها را آنچنان به يكديگر پيوند مىزند و زندگى را آنچنان وحدت مىبخشد كه افراد را در حكم مسافرانى قرار مىدهد كه در يك اتومبيل و يا يك هواپيما يا يك كشتى سوارند و به سوى