جمعى از نويسندگان

12

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

البته بودند و هستند عارفان بنامى كه عرفان را مبتنى بر شريعت نموده و با استفاده از قرآن و سنت به مقامات عالى عرفانى دست يافتند و دامن خود را از هر گونه انحراف پاك داشته و جمودى ، رياضت و انزوا را كنار گذاشته و وارد ميدان جهاد و مبارزه شدند و احيانا اگر از اين قافله جدا گشته اند ، يگانه دليل كناره گيرى از صحنه اجتماع را عدم امكان دخالت يافته اند كه الگوى آنان امير مومنان على ( ع ) و فرزندان آن حضرت ، به ويژه زين العابدين و امام العارفين حضرت سجاد عليه السلام است . حضرت روح الله امام خمينى ( ره ) اسلام را دين كامل معرفى كرده كه به هر دوى اين حوزه ها يعنى عرفان و اجتماع پرداخت كرده است ؛ اما مسلمين با عدم دقت در آن و حفاظت از آن ، باعث اين تفرقه و جدائى گشته اند . ايشان مى فرمايد : اسلام غريب است ؛ از اول غريب بوده و الان هم غريب است ؛ براى آن كه غريب آن است كه نمى شناسند او را ، در يك جامعه اى هست او ، اما نمى شناسند . . . هميشه يك ورق را گرفته اند ، آن ورق ديگرش را حذف كرده اند يا مخالفت با آن كرده اند . يك مدت زيادى گرفتار عرفا بوديم . اسلام گرفتار عرفا بود ؛ آن ها خدمتشان خوب بود ، اما گرفتارى براى اين بود كه همه چيز را بر مى گردانند به آن طرف ، هر چه دستشان مى آمد هر آيه اى دستشان مى آمد مى رفت آن طرف . مثل تفسير ملا عبدالرزاق ؛ خوب ، او بسيار مرد دانشمندى ، بسيار مرد با فضيلتى است ؛ اما همه ى قرآن را برگردانده به آن طرف ؛ كأنه قرآن با اين كارها كار ندارد ! يك وقت هم گرفتار شديم به دسته ديگرى كه همه ى معنويات را بر مى گردانند به اين طرف ، اصلا به معنويات كار ندارند ؛ كأنّه اسلام آمده براى اين كه اسلام هم طريقه اش مثل هيتلر كه او آمد كه دنيا گيرى كند و كشور گشايى كند ، اسلام هم آمده كشور گشايى كند ! ( صحيفه امام ، ج 8 ، ص 529 ) عرفان حقيقى ، عرفان مجاهده و تهذيب است ، مجاهده اى كه از ميدان پر مخاطره نفس مى گذرد و در اجتماع سارى و جارى مىشود . عرفان اصيل ، عرفان حماسه سازى است كه هيچگاه صحنه اجتماع را ترك نمى كند و در گوشه خانگاه خرقه عزلت و كناره گيرى از خلق را بر تن نمى كند . ما در اين مقال در پى اين هستيم كه اين حقيقت بزرگ را مستدل سازيم و نشان دهيم كه از يك طرف ، عرفان اسلامى و به ويژه عرفان شيعى با عزلت و انزوا سر سازگارى ندارد و راه خدا از ميان خلق مى گذرد و از طرف ديگر ، توجه به امور مادى و دنيوى نيز بدون داشتن شناخت عرفانى از جهان هستى ، نه تنها حظّ و لذّ ى ندارد و بلكه آسيب زا است . اگر احيانا كسانى اين روش را اخذ كرده اند يا منحرف بوده اند يا شخصا ظرفيت جمع بين اين دو حال