جمعى از نويسندگان
110
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
پيچيدگى هاى مكر شدند ، و لذا بايد ميزان شريعت را از دست نگذارند . « 1 » و هر كه از شريعت فاصله گيرد تا آسمان هم برسد به چيزى از حقيقت نائل نمىگردد . « 2 » يا همو در ضرورت سلوك مبتنى بر شريعت درهمه مراحل و منازل سلوكى نوشته : شريعت ، جادهاى روشن و رهگذر نيك بختان و راه خوشبختى است . هر كه از اين مسير رفت ، نجات يافت و هر كه رهايش كرد نابود شد . « 3 » قيصرى درهمين رابطه نوشته : ميزان ظهور انوار الهى و اسرار ربانى به ميزان و مقدار تبعيت سالك از انبيا و اولياء بستگى دارد « 4 » شريعت همه آنچه را كه سالك در رسيدن به مقام توحيد تامّ و فناى كامل نياز دارد بيان كرده است و آداب و اسرار و علل و حكم آنها را روشن ساخته است . « 5 » از اين رو در عرفان اسلامى شريعت شرط لازم براى نيل به حقيقت و مقام توحيد است و در حدوث و بقاء سلوك الى الله و همه مراتب و مدارج آن حضور و ظهور دارد . امامخمينى ؛ دراين باره مى نويسد : طريقت و حقيقت جز از راه شريعت حاصل نمى شود اگر كسى با مداومت بر انجام اعمال ظاهرى و تبعيت از تكاليف الهى به باطن دست نيافت بايد بداند آن طور كه شايسته و بايسته بوده بر انجام وظايف ظاهرى قيام ننمود و لكن هركس كه بخواهد به غير از طريق ظاهر به باطن دست يابد ، از نورانيت الهى بهرهاى نبرده است ، همچون بعضى از عوام صوفيه « 6 » طريق وصول به حقيقت ، شريعت است « 7 » از اينرو از ديدگاه برخى انديشمندان رفتن به سوى رياضتهاى غير شرعى ، فرار از راه دشوار به آسان تلقى شده است . « 8 » چرا كه سير و سلوك جز با انجام واجبات و مستحبّات از يكسو و ترك محرّمات و مكروهات از سوى ديگر ، قابل قبول نيست . « 9 » از ويژگىهاى آيت الله سيدعلىآقا قاضى ؛ اين بود كه با دروايش و متصوّفهاى كه به ظاهر شرع اهميّت نمىدادند ، سخت در معارضه و نبرد بود و مىفرمود : سلوك راه خدا با عدم اعتناى به شريعت كه نفسِ راه و طريق است جمع ميان متضاديّن و يا متناقضين است و خود به قدرى در إتيان مستحبّات ، و ترك مكروهات ساعى و كوشا بود كه در نجف اشرف در اين امر ضرب المثل بود . « 10 » در يكى ديگر از نامههاى ايشان چنين آمده است : ما را با دراويش كارى نيست ، طريقه همان طريقه علما و فقها است . « 11 » از اينرو ايشان عنايت و توجه خاصى به روايت « عنوان بصرى » كه ازسفارشات امام صادق ( ع ) است ، داشت و نخستين دستور او به شاگردان اين بود كه اين روايت را بنويسند و با
--> ( 1 ) - پيشين ، 2 ، 233 . ( 2 ) - پيشين ، ج 3 ، ص 16 . ( 3 ) - پيشين ، ج 3 ، ص 69 . ( 4 ) - ر . ك : مشارقالدرارى ، شرح تائيه ابنفارض ، مقصد دوم ، فصل اول ، دفترتبليغات اسلامى قم ، 1379 ش . ( 5 ) - ر . ك : علامه طباطبايى ، رسالهالولايه ، ترجمه سيدعلى طباطيايى ، ص 137 ، مطبوعاتى دينى ، 1388 ش . ( 6 ) - ر . ك : امامخمينى ؛ تعليقات على شرح فصوصالحكم و مصباحالانس ، ص 201 ؛ چهلحديث ، 59 - امامخمينى ؛ ص 7 ، مؤسسه تنظيم ونشرآثار امام خمينى ، 1376 ش . ( 7 ) - ر . ك : شاهآبادى ، ميرزا محمدعلى ، شذراتالمعارف ، ص 144 ، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى ، 1387 ، دوم . ( 8 ) - ر . ك : صدرالدين قونوى ، مفتاحالغيب و شرحه مصباحالانس ، ص 9 ، انتشارات مولا ، 1388 . ( 9 ) - ر . ك : جوادى آملى ، مبادىاخلاق درقرآن ، ص 296 ، مؤسسه اسراء ، 1387 ش ، قم ، ششم . ( 10 ) - آيتالحق ، ج 1 ، ص 118 . ( 11 ) - آيتالحق ، ج 1 ، ص 231 .