جمعى از نويسندگان
10
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
چكيده : برخى خيال مى كنند هيچ نسبتى بين عرفان و اجتماع نيست ؛ به طورى كه اگر بخواهى عارف باشى ، بايد دست از فعاليتهاى مختلف سياسى ، اجتماعى بكشى و اگر بخواهى در صحنه اجتماع دست به فعاليت بزنى ، بايد با كشف و شهود عرفانى خدا حافظى كنى ؛ در حالى كه اصلا چنين نيست و بين عرفان و اجتماع ، پيوند ناگسستنى وجود دارد . و اگر در طول تاريخ شاهد تباين اين دو مفهوم بوده ايم ، از عوارضاتى بوده كه شرايط افراد و يا جامعه ، آن را تحميل كرده است و الا اگر فرد ، ظرفيت ها و شايستگى هاى لازم را داشته باشد و بستر مناسب در جامعه فراهم آيد ، اتفاقا كسى جز عارف نبايد به مسند حكومت تكيه زند ؛ چرا كه نوع نگاه عارف به خدا و مخلوقات وى و از جمله جهان و انسان ، جورى است كه مىتواند براى زندگى مطلوب انسان ، مدينه فاضله بسازد و ديگران چنين توانائى را ندارند و نخواهند داشت . اين امر علاوه بر سياست ، در اخلاق نيز جارى است و اخلاق عرفانى نيز يك اخلاق فردى و فارغ و بى اعتنا به زندگى اجتماعى نيست . در طول تاريخ وقتى از هدايت و رهبرى انبياء و ائمه ( ع ) فاصله گرفته شده ، انسان ها دچار افراط و تفريط گشته اند و هر افراطى به دنبال خود ، تفريط و هر تفريطى ، پس از مدتى به دنبال خود افراطى آورده است و در اين ميان ، خط اعتدال ، گم شده است ، لذا گاهى به نام عرفان ، عزلت گزينى شده و زمانى به نام لزوم دخالت در سياست ، سياست زدگى رخ داده است و هكذا . . . ؛ در حالى كه سيره و روش انبيا و اوليا ، جمع همزمان آن دو بوده است . ما در اينجا در صدديم رابطه عرفان را با مفاهيمى چون رهبانيت ، اجتماع ، سياست ، شهادت ، و تفكرى جهانى و جاودانه داشتن و . . . را بيان نموده و سپس براى لزوم حضور عارف مسلمان در صحنه اجتماع ، دلائل و شواهدى اقامه كنيم و در پايان به نتيجه گيرى بپردازيم و اگر در اين ميان از فرمايشات حضرت امام ( ره ) بيشتر استفاده كرده ايم به خاطر اين است كه ايشان يگانه عارفى بوده اند كه دست به انقلاب زده و نظامى را تحت عنوان « جمهورى اسلامى » تأسيس كرده و بدنبال اين بوده اند كه به يكباره همه جامعه را با عرفان حقيقى آشنا سازند و به مريدان خود اكتفا ننمايند . كليد واژگان : عرفان ، شريعت ، طريقت ، حقيقت ، عزلت گزينى يا اجتماع گريزى ، اجتماع گرائى .