جمعى از نويسندگان
515
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
مقدمه در دوران خلفاى اموى و عباسى ، ترجمه كتابهاى كشورهاى فتح شده به عربى آغاز شد و كم كم كرسى تدريس علومى مثل فلسفه ومنطق شكل گرفت . بعضى از كسانى كه اهل فلسفه بودند اما نسبت به فلسفه جاهل بودند ، مواجه با نظرياتى شدند كه در ظاهر با عقايد مذهبى و دينى در تعارض بود . از اين جا بود كه فقها و متكلّمان درصدد برخورد برآمدند و همديگر را رد و تكفير نمودند . بعد ها كسانى چون ابونصر فارابى ( م 339 ق ) و بوعلى سينا ( م 428 ق ) و افرادى مثل ابن مسكويه و ابن رشد ، فلسفه را دوباره احيا كردند و در همين برهه از زمان ، تصوف در بين مسلمانان ظهور كرد . در اوايل دوران عباسى افرادى مثل بايزيد بسطامى ( م 261 ق ) و جنيد بغدادى ( م 267 ق ) و ابوبكر شيعى ( م 334 ق ) در تصوف مشهور شدند . اين گروه معتقد بودند كه راه رسيدن به حقيقت كمال انسانى و حصول حقايق معارف ، وارد شدن به وادى طريقت است و طريقت ، رياضت كشيدن بر طبق شريعت است . اين گروه كم كم دست به اعمالى زدند كه با ظاهر دين و حكم عقل غير قابل جمع بود و در برابر چون و چراى فقها اظهار داشتند كه اين امور از اسرار شريعت است و شما را از آن خبرى نيست ؛ زيرا شريعت پوست است و حقيقت نسبت به آن ، مغز مىباشد . اين امر باعث شد كه آنها شريعت را يك طرف و طريقت را طرف ديگر قرار دهند و به بسيارى از محرّمات عمل كرده و از بسيارى واجبات دست بكشند . در اين نوشتار با الهام از فرمايش بزرگان و عرفا سعى بر تبيين اين موضوع شده است . تا با نگرش بر سيره و روش سلسله آخوند ملا حسينقلى همدانى كه خود تربيتيافته مكتب اقاسيدعلى شوشترى بود ، رابطه اين سه مفهوم در سيره مصابيح اين سلسله بيان گردد . در اين بيان به دو شجره از اين سلسله پرداخت گرديده كه بعد از شيخ همدانى ، شاگردانى را در اين مكتب تربيت كرده اند . شرح حال دوتا از شاگردان شيخ همدانى يكى آقا سيد احمد طهرانى كربلايى و ديگرى آقاميرزا جواد ملكى تبريزى در تاكيد به شرع مقدس اشاره مىشود . در ميان شاگردان اقا سيد احمد طهرانى كربلايى ، به استاد وحيد اخلاق و عرفان آقا سيد على قاضى تبريزى و از ميان شاگردان آقاميرزا جواد آقاى ملكى تبريزى ، مجاهد عرصه تكليف و قيام حاج آقاروح الله موسوى خمينى اشاره مىشود .