جمعى از نويسندگان
473
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
منافع دنيوى است همچنان كه به سرعت قابل حصول هستند ، هرگز انسان را به آرامش نمىرسانند و لب تشنگى براى ازدياد آنها چنان است كه جان و عمر آدمى در راه رسيدن به آنها به سر مى رسد ولى هيچ كمالى در شخص حاصل نمى شود ، بلكه روح او را از عالم معنا خارج ساخته و چشمان دل را كور مى گرداند . به همين منظور ، نقل است كه آقاى قاضى براى گذشتن از نفس اماره و خواهش هاى مادى و طبعى و شهوى و غضبى كه غالباً از كينه و حرص و شهوت و غضب و زياده روى در تلذذات بر مى خيزد ، روايت عنوان بصرى را دستور مى دادند به شاگردان و تلامذه و مريدان سير و سلوك إلى الله ، تا آن را بنويسند و بدان عمل كنند . يعنى يك دستور اساسى و مهم عمل طبق مضمون اين روايت بود . و علاوه بر اين مى فرموده اند : « بايد آن را در جيب خود داشته باشيد و هفته اى يكى دو بار آن را مطالعه نماييد . » تشنگى اولين مرحله در سير و سلوك مرحله اول هر سير و سلوكى خواستن است . اين خواستن به واسطه ديدن اشعه اى از خورشيد معشوق در دل عاشق ايجاد مىشود . سپس ، عاشق به دنبال نشانه ى معشوق راه مىافتد . هرچه جلوتر مى رود اشعه هاى خورشيد جان آفرين بيشتر او را گرم مى سازد . هست وادى طلب آغاز كار * وادى عشق است زان پس بى كنار خواستن و طلب واقعى طورى است كه شخص چنان درخواست چيزى را دارد كه در جستجوى آن به راه مى افتد و به دقت به دنبال نشانه هاى معشوق مى گردد . از آنجا كه معشوق خود نيز عاشق است ، نشانه ها را بر سالك عاشق آشكار مى سازد و از اين جهت سالك مصمم تر و تشنه تر مى گردد . هنگامى كه تشنگى به اوج خود مى رسد يعنى عطش واقعى بر دل سالك نقش مى اندازد ، تمام وجود سالك در تمناى ديدار معشوق قرار مى گيرد . اگر اين عطش ادامه يابد ، جان ديگر در بدن نمى گنجد و خروج روح از جسم اتفاق مى افتد و به راستى اتفاقى كه براى مرحوم قاضى افتاد همچنان بوده است . قاضى ، آب حيات را شناخته بود و به سبب همين شناخت بود كه ديگر عالم ظاهر او را كفايت نمى نمود . عطش رسيدن به اين آب چنان بر جان او شعله افكنده بود كه جسم او را بيمار نموده بود چرا كه روح متعالى در جسم خاكى نمى تواند آرامش داشته باشد . و اما از آنجا كه شعله ى آن آتش بر جان او گداخته شده بود ، جسم او كه در واقع حجاب و مانعى براى ديدار و رسيدن به معشوق بود سوخته شد و او را به لقاى حق جل و علا نائل گردانيد .