جمعى از نويسندگان

472

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

رسيدن به مطلوب به درجه احتياج نرسيده است . دليل اين امر از چند چيز نشات مى گيرد . مهم ترين عامل كه خود باعث بروز عوامل فرعى ديگر مىشود نشناختن مطلوب و مقصود حقيقى است . مانعى كه باعث مىشود مطلوب واقعى شناخته شود ، غفلت و بى خبرى است . دنيايى كه در آن زندگى مى كنيم شعله هاى كوچك بسيار دارد و همين شعله ها و جرقه‌هاى كاذب است كه ما را از توجه به خورشيد يكتاى سوزان غافل ساخته است . چيزى كه مرحوم قاضى بارها به آن اشاره نموده اند كه همه ى مشكلات آدمى از غفلت ناشى مىشود . غفلت ، يعنى سرگرم شدن به آنچه فانى و زودگذر است . يعنى فراموش كردن دليل و ريشه و گم شدن در شاخ و برگ هاى بيراهه . اين امر از سست قدمى ، و باور نيافتن به هر آنچه كل هستى بر آن استوار است مى باشد . همچنين ، قدم گذاشتن در راه سير و سلوك معنوى نياز به صبر و استقامت بسيارى دارد . آيت الله قاضى به لزوم وجود استاد بسيار تأكيد مى كرد و مى فرمود : « كسى كه طالب سير و سلوك شد ، اگر براى پيدا كردن استاد نصف عمر خود را در جستجو بگذراند ارزش دارد . و آن كه به استاد رسيده نصف راه را طى كرده است . » آيت الله نجابت از قول ايشان مى گويد : « چهل سال است دم از پروردگار عالم زدم . چند مرتبه خواستند مرا بكشند ، آيت الله سيد ابوالحسن اصفهانى نگذاشت و خدا هم كمكم كرد ! در اين مدت نه خوابى ديدم ، نه مكاشفه اى ، نه رفيقى ، نه همدردى ، چهل سال است كه در را مى كوبم و خبرى نيست . » همچنين ، مرحوم قاضى به شاگردانش مى گويد : « استقامت بر وحدانيت خدا ، اسم اعظم پروردگار است . آدمى در اين استقامت بايد طورى باشد كه اگر ديگران خواستند دنيايش را از او بگيرند ، خانه اش را ، پولش را و . . . حتى خواستند او را بكشند . بگويد من خدايم را مى خواستم . » ايشان در جايى ديگر مى فرمايند : « انسان هيچ وقت نبايد مأيوس شود و از دير كرد نتيجه نبايد دست از سير و سلوك بردارد زيرا ممكن است كسى با ناخن زمين را بخراشد و سپس ناگهان به اندازه گردن شتر آب زلال و روان جارى شود . » از ديگر موارد استفامت قاضى مى توان به 26 سال ريگ در دهان گذاشتن قاضى به منظور تمرين پرهيز از سخنان بيهوده گفتن اشاره نمود . فرق تشنگى با حرص اغلب ، انسان ها غايتى كه براى مسير خود در نظر مى گيرند ، يك خواسته ى كاملا مادى است كه در واقع تشنگى در اين امر به منزله ى همان طمع و حرص است كه پايانى ندارد و دلسرد كننده مى باشد . به عبارتى ، اين نوع خواسته ها كه در واقع آرزوهاى كسب