جمعى از نويسندگان
445
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
شد و وى را بر اساس شاگردانش بررسى نمود ؛ و يا بر اساس گزارشات رسيده از سلوك عملى وى ، اين شناخت را به دست آورد . در مورد شاگرد پرورى وى بايد گفت : وقتى نظام طبقهبندى شاگردانش مورد بررسى واقع مىشود ، همه نوع طبقهبندى را در آن ميتوان يافت ؛ به عنوان نمونه اگر علامه طباطبايى ممحض در فلسفه اسلامى است ، مرحوم هاشم حداد كه از شاگردان او بشمار مىآيد ، هيچ نسبتى با فلسفه اسلامى ندارد ، و يا آقاى نجابت كه هيچ نسبتى با فلسفه صدرايى ندارد . ايجاد چنين تنوعى در گرايشات شاگردان ، نشان از جامعيّت استاد دارد ؛ علامه طباطبايى در اين مورد ميفرمايد : « مرحوم قاضى راستى عجيب مردى بود ، و با هر يك از شاگردها به مقتضاى استعداد و حالات او رفتار ميكرد . اشخاص هم مختلف بودند ؛ بعضيها از حيث رشد ، زودتر رشد ميكردند ؛ و بعضيها اينطور نبودند و رشدشان بتأخير مى افتاد . » « 1 » چنين ويژگى را در خود علامه نيز ميتوان ديد به اين كه مرحوم علامه وقتى در موضوعى نقلى وارد بحث ميشدند ، چنان بحث مى كردند كه گويا هيچ اطلاعى از معقول ندارد و بالعكس وقتى از فلسفه سخن ميگفتند گويا بويى از فقه و علوم نقلى نبرده است . گزينش چنين روشى توسط آيت الله قاضى و شاگردش مرحوم علامه ، حركتى هوشمندانه در تفكيك مرزهاى علوم است و به همين خاطر ، اين دو بزرگوار به عنوان مأدبهاى در علوم و معارف شناخته ميشوند كه هر كسى بر اساس نياز و خواسته خويش ، از بركت وجودى آنها استفاده نموده است . از مرحوم هاشم حداد درباره جامعيّت علمى استادش كه زمينه گردآورى شاگران با گرايشهاى گوناگون را فراهم نموده است ، نقل شده است كه فرمود : « از صدر اسلام عارفى به جامعيت مرحوم قاضى نيامده است ، قاضى عالمى بود كه از جهت فقاهت بينظير ، از جهت فهم روايت و حديث بينظير ، از نظر فصاحت و علوم ادبى بينظير ، حتى از جهت تجويد و قرائت نيز بينظير بودند . » « 2 » عرفان سيد على قاضى ( ره ) عارف مسلمان همواره حركتى دو سويه را براى رسيدن به كمال الهى ، ساماندهى مىنمايد ، نخست در حيطه فكر و نظر ، و دوم در حيطه ذكر و عمل ؛ مرحوم قاضى نيز عارف نامدارى است كه هم به لحاظ نظر و فكر ، وامدار انديشههاى ناب شيعى است ، و هم به لحاظ ذكر و عمل ، عامل روشهاى سلوكى اهل بيت ( ع ) است . به بيانى نظام فكرى او يك نظام صحيح و ضابطهمند بود كه برمبناى فهم درست از ثقلين پايهگذارى شده است لكن اين
--> ( 1 ) - - مهرتابان ، ص 316 . ( 2 ) - نشريه نامه ، شماره اول ، ص 22 ، مصاحبه با آيت الله كميلى .