جمعى از نويسندگان

409

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

در مجموع خطبه‌ها ، نامه‌ها و كلمات قصار نهج‌البلاغه موردى يافت نمىشود كه على ( ع ) مدّعى عرفان و شناخت حقيقت ذات خداوندى و يا صفات او باشد و يا امكان چنان معرفت و شناختى را مطرح باشد بلكه على ( ع ) هماوا با رسول‌گرامى ( ص ) كه فرمود : « ما عرفناك حق معرفتك » آن گونه كه شايسته باشد تو را نشناختم . سخن از معرفت سلبى به ميان آورده كه شناخت ذات خداوند و معرفت كنه وجود الهى ، عرصه‌ى خيال‌پردازى و جولانگاه عقل قاصر بشرى نيست . « اذا بلغ‌الكلام الىالله فامسكوا » « 1 » وقتى ، سخن و بحث به ذات و كنه وجود خدا رسيد پس ، از تكلم و غور در چنان بحثى خوددارى كنيد . در اصطلاحات متصوفه و عارفان مكاتب تصوف و برخى ديگر از علماى اخلاق و سير و سلوك ، عرفان و معرفت آن هم با اضافه به لفظ جلاله و با ويژگىهايى به كار رفته است و در كلمات ايشان سخن از معرفه‌الله تام و كامل و شناخت حقيقى و از طريق مشاهده و معرفت اسماء ، صفات و افعال و به يك سخن شناخت ذات احدى مطرح است كه باقى سخن را در بررسى واژه‌هاى ديگر پى مىگيريم . كشف و مكاشفه كشف از ديدگاه لغت پرده‌بردارى از روى يك شى و يا امرى است . و يا آشكار كردن و يا ازاله‌ى چيزى را گويند : « ربنا اكشف عنّاالعذاب انّا مؤمنون » الدخان / 12 خدايا ! عذاب را از ما بر طرف فرما كه ما مؤمن هستيم . مكاشفه يعنى : آغاز و شروع به اظهار چيزى و در اصطلاح نظامى عبارت است از تشكيلات تربيتى كه هدف به وجود آوردن شخصيت انسانى با روح تعاون و گذشت و اعتماد به نفس . « 2 » كلمه كشف و ديگر مشتقات آن حدوداً بيست بار در قرآن تكرار شده گاهى بىواسطه و گاهى با « عن » و يا « لام » تعديه شده است . « لقد كنت فى غفله من هذا فكشفنا عنك غطائك فبصرك‌اليوم حديد » ق / 22 تو از اين معنى در غفلت بودى ، پس ما پرده‌ى تو را كنار زديم پس چشم تو امروز تيزبين است . چنان كه ملاحظه مىكنيد : اولًا : در اين آيه كه مربوط به صحنه‌هاى قيامت است ، سخن از كشف به ميان آمده و حتى به غطاء و پوشش تصريح شده و در ثانى با حرف عن تعديه شده و اين حالت معرفت و آگاهى به بصر و چشم مستند شده است و اين عبارت اخراى

--> ( 1 ) - جامع‌الاسرار / 126 . ( 2 ) - رك به : المعجم‌الوسيط و لسان‌العرب و ديگر كتب لغت ، ماده‌ى كشف .