جمعى از نويسندگان

408

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

« الله » اضافه نشده بلكه فقط به نعمت‌هاى الهى ، آيات و نشانه‌ها ، كتب و حق و باطل و امثال آنها اضافه گرديده است . « واذا اسمعوا ما انزل الىالرسول ترى اعينهم تفيض من‌الدمع ممّا عرفوا من‌الحق يقولون ربّنا امنّا فاكتبنا مع‌الشاهدين » المائده / 83 وقتى شنيدند آنچه را كه بر رسول نازل گرديد . آنان را مىبينى كه اشك از چشمان‌شان سرازير مىگردد از آنجا كه حق را شناخته‌اند مىگويند : پروردگارا ! ايمان آورديم ما را همراه شاهدان بنويس . چنان كه ملاحظه مىكنيد . در اين آيه شناخت حق به طور كلّى مطرح است و در اثر اين معرفت و شناخت كه ايمان و يقين باشد و حال ايشان را دگرگون مىسازد ، خود را در جرگه شاهدان محسوب مىدارند . « و قل الحمدلله سيريكم آيته فتعرفونها . . . » النحل / 93 بگو سپاس خداى را ، به اين زودى نشانه‌هاى خود را به شما نشان دهد پس آنها را مىشناسيد . در اين آيه معرفت وشناخت به آيات الهى و نشانه‌هاى حق تعالى اضافه شده و طرز عمل مبتنى بر شناخت ، مطرح گرديده است كه خداوند از عملكرد انسان‌ها غافل نيست . « يعرفون نعمه‌ا . . . ثم ينكرونها و اكثر هم‌الكافرون » النحل / 83 نعمت خدا را مىشناسند سپس انكار مىكنند و بيشتر آنا كافرند و ناسپاس . در اين آيه شناخت نعمت خدا و سپس انكار و ناسپاسى مطرح گرديد . پس ملاحظه مىكنيم كه در مجموعه آيات قرآنى ، معرفت و عرفان به معناى اصطلاحى كلمه نيامده است . در نهج‌البلاغه هم ، وضع تقريباً همين است و حديث‌هاى ديگر بابى عليحده دارند و بررسى جداگانه و محققانه مفصل‌ترى را مىطلبند . عرفان و معرفت هر چند كه در نهج‌البلاغه ، فراوان به كار رفته است اما موارد استعمال آنها هماهنگ با قرآن است و غالباً در معرفت سلبى و عدم امكان شناخت كنه و ذات خداوندى استعمال شده است . « الحمدا . . . المعروف من غير رؤيه » « 1 » حمد و سپاس خداوندى را كه شناخته شده است ليكن نه از راه رؤيت و ديده شدن . « الحمدلله‌الذى انحسرف الا وصاف عن كنه معرفته » « 2 » حمد و سپاس خداى را كه بيان‌هاى توصيفى از كنه معرفت و شناخت او درمانده و بريده‌اند . « و اشهد ان من شبّهك لن يعقد غيب ضميره على معرفتك و لم يباشر قلبه‌اليقين » « 3 » و گواهى مىدهم كه هركس تو را به پديده‌ها تشبيه كرد ، در سويداى دلش به شناخت تو دل نبسته و قلب‌اش با يقين سروكار پيدا نكرده است .

--> ( 1 ) - سيدشريف رضى / نهج‌البلاغه / خ 183 / صبحى صالح ، بيروت . ( 2 ) - همان / خ 155 . ( 3 ) - همان / خ 91 و موارد مشابه ديگر ، رجوع كنيد به خ 195 ، 186 ، 183 ، 152 .