جمعى از نويسندگان
400
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
مرحوم ملاحسينقلى شوندى از شاگردان ممتاز فقيه فرزانه و اصولى مبرّز مرحوم شيخ مرتضى انصارى بوده كه برجستگى او در فقه و اصول و وارستگىاش از قيود هوى و آراستگىاش به زهد و تقوى بىنياز از بيان است . و از ديگر شاگردان مرحوم شوندى ، علاوه بر ميرزاجواد آقاملكى ، محمدبن محمد بهارى است كه وصى استاد خويش هم بوده است و يكى ديگر آقا رضاى تبريزى بوده و ازجملهى تأليفات او علاوه از آنچه مذكور شد امالى درس اخلاقى ايشان است كه ميرزااسماعيلبن حسين تبريزى نزيل مشهد رضوى متخلص به تائب در زمينهى كلمات بزرگان اخلاق و مكاتبات ايشان در آداب سير و سلوك نگاشته است و آن ، به نام تذكرهالمتّقين موسوم است . « 1 » فقاهت و عرفان نگارنده در مطالعهاى راجع به شخصيت حسينبن منصور حلّاج و انديشهها و سخنان او و دربارهى داورى علما ، نسبت به وى ، به اين عبارت برخوردم : « اما محمدبن داود فكان فقيهاً والفقيه من شأنهالانكار علىالتصوّف الّا ماشاءالله » « 2 » يعنى : محمدبن داود ، فقيه بود واصولًا فقيه ، منكر تصوّف و صوفى است مگر آنچه خدا بخواهد . و در پيرامون شطح ، شطحات و شطحيات در دايرهالمعارفها چنين مىنويسند : « . . . در اصطلاح صوفيه ، كلام ، مجذوبانهاى است كه به سبب غلبهى وجد و جذبه ، از زبان عارف بيرون مىآيد و ظاهر آن ، غالباً خلاف ادب و يا خلاف شريعت به نظر مىآيد . . . فقها و متكلمين به سبب اين گونه اقوال بر صوفيه طعن بسيار كردهاند » « 3 » مثل آنچه از عثمانبن معاويه نقل شده كه گفت : در جامع دينور ، حلّاج همراه جمعى شب را سحر مىكردند يكى از آنان از حلّاج پرسيد : نظر شما دربارهى سخن فرعون چيست ؟ حلّاج گفت : او سخن حق مىگفت ( يعنى در گفتن انا ربكمالاعلى ) . آن مرد پرسيد : درباره كلام موسى ( ع ) چه مىگوييد ؟ گفت : او هم كلمهى حق مىگفت ، هر دو كلمه ، در ازل و ابد جارىاند ! « 4 » ! و يا آنچه در طواسين حلّاج از وى نقل شده كه چنين سروده است : جحودى فيك تقديس و عقلى فيك تهوبس و ما آدمُالّاك و من فىالبين ابليس ؟
--> ( 1 ) - رك به : سيدمحسن امين عاملى / اعيانالشيعه / 6 / 136 دارالتعارف ، بيروت ، ايضاً مكاتبات عرفانى سيداحمد كربلايى و محمدحسين غروى / مقدمهى آشتيانى / 5 / تهران . مرحوم امين ، مكاتبات و املائات اخلاقى ملاحسينقلى را جزو آثار او به ميرزااسماعيل تبريزى منسوب مىدارد . و آن را به تذكرهالمتقين موسوم مىداند و آقاى آشتيانى چنين مكابر را به شخصى به نام تائب كه واعظى در مشهد بوده نسبت داده كه همراه شرح دعاى كميل از مرحوم سيدعبدالاعلى سبزوارى و رسالهاى در آداب حج از مرحوم شيخ محمد بهارى در تهران چاپ شده و نگارنده كتابى به نام تذكرهالمتقين در اختيار دارم كه اصل « ؤلف آن مجموعه نامعلوم است به لحاظ اين كه كتاب دستنويس است نويسندهى آن احمد بصيرت مىباشد آن كه گاهى اظهارنظر دارد معلوم نيست ، كيست . هرچند در پايان معلوم مىشود همان اسماعيلبن حسين تبريزى ملقب به تايب است . ولى محتواى تذكرهالمتقين عمدتاً از محمد بهارى است . در گذشته به سنهى 1331 ه . ق و اين رساله در آداب معنوى حج است و به همين تناسب در سلوك و رفتار با مردم و انتخاب رفيق و همراه آدابى در تعليم و تربيت اهل و عيال و اولاد نكاتى دارد و سپس در بيان اصناف مغرورين و آنگاه نامهاى به شيخ احمد تبريزى و شانزده نامه به طور كلى در زمينههاى اخلاقى و تربيتى به اشخاص مختلف از بهارى ( ره ) و ضمناً نامهاى از كربلايى ( سيداحمد حائرى ) به بعضى از تلامدهاش و سه نامه ديگر و باز بحثى فلسفى دربارهى دو بيت شيخ عطّار و پاسخ آخوند خراسانى و دو نامه ظاهراً هر دو از ملاحسينقلى همدانى و در خاتمه قصيدهاى از ناصرخسرو راجع به حاجيان بنابراين كتاب تذكرهالمتقين از تأليفات ملاحسينقلى همدانى نيست و حتى به حسب ظاهر از تأليفات خود شيخ محمد بهارى شاگرد ايشان هم نيست بلكه آن ، گردآورى برخى شاگردان مرحوم بهارى است و از مرحوم همدانى نيز يكى دو مكتوب بيشتر چاپ نشده است . چنان كه مرحوم شيخ حسنعلى نخودكى اصفهانى نيز تعليقاتى بر اين كتاب دارد . رجوع كنيد به نشان از بىنشانها از على مقدادى ، چاپ دوم انتشارات جمهورى ، تهران . و ايضا : شيخ آغابزرگ طهرانى / الذريعه / 4 / 46 دارالاضواء ، بيروت و او نيز چاپكنندهى كتاب را ميرزا اسماعيل فرزند حسين تبريزى ملقب به تائب مىداند . ( 2 ) - رك به : ماسينون ، كراوس / اخبار حلاج / 39 / سال 1936 م . ( 3 ) - رك به : مصاحب / دايرهالمعارف فارسى / 2 / ش ط ح / انتشارات جيبى / تهران . ( 4 ) - اخبار حلاج / 48 .