جمعى از نويسندگان
401
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
يعنى انكار من تو را ، نوعى تقديس است و عقل و خردم درباره تو ، هوا و هوس است . آدم جز تو نيست و در اين ميان ، شيطان كيست ؟ ! « 1 » و از سويى شما در كتب تاريخ و تراجم احوال ، به شرححال بزرگانى برمىخوريد كه در عين حال كه فقيهى فرزانه ، اصولى مبرّز ، فيلسوفى زبردست و متكلّمى آگاه بودهاند معذلك خود در رديف سالكان عارف و زاهدان دينشناس قرار دارند مانند شيخ مفيد ، شيخ صدوق ، شيخ انصارى ، ملاحسينقلى همدانى ، ميرزاجواد آقاملكى تبريزى و استاد علامه طباطبايى و امامخمينى و ديگر بزرگان فقاهت و عرفان رحما . . . معاشرالماضين منهم و اداما . . . ظلالالباقين على رؤسالعباد . بنابراين و براساس پندار تضاد و تعارض بين فقاهت و عرفان و تصوف به نظر رسيد كه در اين موضوع تحقيقى انجام و ضمن آن به مرزبندى پرداخته شود و حدود و ثغور عرفان ، كشف و شهود و ديگر مقولههاى رايج در اين باب تعيين گردد و چهارچوب منطقى ، معقول و برهانى براى آنها بيان شود و به نظر ما آن مرز و آن چهارچوب ، جز ، وحى آسمانى و شريعت اسلام و كتاب شريزف قرآن و سنّت قطعى كه در همهى زمينه ها ، آخرين سخن است چيز ديگر نمىباشد . ضرورت چنين بحث و تحقيقى آنگاه آشكارتر مىشود كه اوضاع خاصّ فرهنگى ، اجتماعى را در نظر بگيريم و ملاحظه مىكنيم كه چگونه بازار تصوف و درويشى يك دفعه رونق تازه مىيابد و كسانى با دعوى كشف و شهود و سير و سلوك ، در جامعه مطرح مىشوند و در فرهنگ دينى و اجتماعى آشفتگى به وجود مىاورند و چون اين قبيل مقولهها از انديشهى عوام دور است و از جانبى در ساحتى از تقدس و والايى قرار دارند تودهى ناآگاه به ويژه آنان كه به گناه و معصيت شديداً آلودهاند و همواره در زير ضربات كوبندهى نفس لوّامه معذّبند از اين طريق ، پناهگاهى براى خود مىيابند و بىآن كه به راستى و از روى حقيقت و درستى از كردههاى خود پشيمان و از راه خطا و گناه برگردند گرايش به تصوّف و درويشى پيدا كرده و آن را براى خود راه نجات و رهايى مىپندارند و لذا طوق مريدى و اطاعت اشخاص معينى را به گردن مىاندازند و آن اقطاب به زعم خود به ارضاى كاذب مريدان خود كه اطاعت كوركورانه از آنها مىخواهند ، مىپردازند . « 2 » چنان كه در بُعدى ديگر بعضى عوام كه به دغلكارى و فساد ، عمرى سپرى ساختهاند به جاى توبهى حقيقى و بازگشت به حق و اقدام به اصلاح و سامان دادن به روح و روان خود با انجام واجبات و ترك محرّمات ، تصور مىكنند كه اگر هفتگى و يا هر چند وقت در فلان
--> ( 1 ) - همان / 30 و نيز رك به : صص : 24 و 68 و 99 و 108 . ( 2 ) - در زمينهى اطاعت كوركورانه رجوع كنيد به : منوچهر مرتضوى / مكتب حافظ / 246 / ستوده ، تبريز ، توضيح آن كه در اسلام اطاعت و تقليد معتبدانه داريم كه آن خود از روشهاى عقلايى و توأم با آگاهى است ليكن اطاعت كوركورانه و تقليد نامعقول از نظر قرآن محكوم و مردود است . رجوع كنيد به : قرآنكريم / زخرف / 22 ، 23 ، 24 و ديگر سورهها و آيهها .