جمعى از نويسندگان

392

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

جستجو و تفحص بگذراند تا آن استاد را پيدا كند ارزش دارد و كسى كه به استاد كامل رسيد ، نصف راه را طى كرده است . » براى اينكه دانسته‌ها در وجودمان راسخ شوند و عمق پيدا كنند مىبايست هميشه برايمان يادآورى شوند و تذكر براى مومن نافع است ، خداوند خطاب به رسولش مىفرمايد : « و ذكّر فانّ الذكرى تنفع المومنين ؛ تذكر و يادآورى كن كه هر آينه ذكر و يادآورى براى مومنان نافع است . » ( سوره ذاريات ، آيه 55 ) آيت‌ا . . . سيدمحمدحسين حسينى طهرانى در كتاب روح مجرد مىفرمايند : « حضرت آقاى قاضى براى گذشتن از نفس اماره و خواهش‌هاى مادى و طبعى و شهوى و غضبى كه غالبا از كينه و حرص و شهوت و غضب و زياده‌روى در تلذ ذات برمىخيزد ، روايت عنوان بصرى را دستور مىدادند به شاگردان و تلامذه و مريدان سير و سلوك الىا . . . ، تا آن را بنويسند و بدان عمل كنند . يعنى يك دستور اساسى و مهم ، عمل طبق مضمون اين روايت بود . و علاوه بر اين مىفرموده‌اند : بايد آن را در جيب خود داشته باشند و هفته‌اى يكى ، دو بار آن را مطالعه نمايند . » آيت‌ا . . . قاضى در پاسخ درخواست يكى از شاگردان كه همراه و رفيقى در محل زندگى خود نداشته است به اين مهم اشاره مىفرمايد و توصيه به مطالعه و مراجعه به كتاب‌هاى عرفانى ، اخلاقى را دارند . ايشان مرقوم داشته‌اند : « و لازم است حال كه رفيق و همسفر نيست كتاب يا كتاب‌ها . . . داشته باشيد . » « 1 » از منظر آقا سيدعلى قاضى حفظ معارف از افرادى كه هنوز به آن مرتبه خاص از مقامات نرسيده‌اند امرى واجب و ضرورى است . آيت‌ا . . . نجابت نقل مىكند : در محضر آقاى قاضى بوديم و ايشان صحبت از آقاى انصارى كردند ، سوال كرديم : آيا ايشان خدمت شما مشرف شده‌اند ؟ فرمودند : « بله ، وقت گرفتند كه بيايند ، بنده براى عصر سه‌شنبه وقت دادم . صبح سه‌شنبه كه شد ، تاملى كردم ، ديديم آقاى انصارى اگر بخواهد بيايد با شخصى مىآيد كه اين شخص زير بار توحيد نرفته و خودش را همه كاره مىداند ، مومن است ، متقى است و اولاد پيامبر است ، ليكن زير بار توحيد نرفته ، از طرفى آقاى انصارى هر جا برود راجع به معرفت خدا و وحدانيت سخن يا فهم و يا تذكر مىخواهد و خلاصه غير از توحيد چيزى نمىخواهد و با بودن اين شخص ، من وقت اين مرد محترم را ضايع مىكنم . گفتم : لازم نيست بيايى . »

--> ( 1 ) - قليم وجود - ص 60