جمعى از نويسندگان

393

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

اين قصه را آقاى قاضى براى بنده فرمودند . آقاى قاضى وفات كردند و بعد از آن ما از محضر آقاى انصارى محظوظ بوديم ، يك بار به ايشان عرض كردم : آقا ! محضر آقاى قاضى مشرف شده‌ايد ؟ ايشان آهى كشيدند و با نهايت تاثير فرمودند : « رفتند برايم وقت گرفتند ، من كوفه بودم با فلان سيد ، از كوفه ساعت 2 بعد از ظهر راه افتاديم به طرف نجف اشرف تا رسيديم به جديده ، يعنى شهر جديد كه منزل آقاى قاضى آنجا بود ، در عرض اين جاده كه مثلًا دو هزار متر است كوچه‌هاى هفت مترى ، شش مترى ، چهار مترى هست كه به آن مىگويند بن‌بست . سر كوچه بن‌بست منزل آقاى قاضى كه رسيديم ، ديدم قلبم مىگويد : لازم نيست بيايى ! ما هم برگشتيم و ديگر موفق نشدم خدمت ايشان بروم . » « 1 » آخرين و مهم‌ترين مورد را مىتوان موضوع معرفت نفس در روش آيت‌ا . . . قاضى بيان كرد كه به صراحت اين عنوان ، روش سلوكى ايشان قلمداد شده است . آقا سيد محمد حسن قاضى مىگويد : « دستور العمل‌هاىشان در معرفت نفس و رب موثر بود ، مراقبه و ذكر يونسيه در سجده و تسبيحات اربعه بعد از هر نماز و خواندن سوره قدر در شب جمعه صد بار از سفارشات‌شان بود . مىگفتند : مسجد سهله كه مىگويند : شب‌هاى چهارشنبه برويد ، جمعه برويد . » همچنين ايشان روش پدر خود را در سير و سلوك اين چنين تشريح مىكنند : « شيوه ملاحسينقلى بر ترك و سلب بود در حالى كه آقا سيدعلى قاضى با اين امر مخالف بود . اما در مبناى سلوك و عرفان كه معرفت نفس است با هم ، هم راى هستند كه من عرف نفسه فقد عرف ربّه . » و در يك جمله جلسات آن مرحوم را « اخلاق و تربيت نفس » بيان مىكند . در نگاه آيت‌ا . . . قاضى بدن و جسم سالك ، حكم مركب روح را دارد كه خود اهميت بحث معرفت نفس و توجه به بدن و نيازهاى ظاهرى شخص را گوشزد مىكند . يكى از مباحث مهم در باب معرفت نفس ، حضور قلب و نفى خاطره‌ها و ذهنيات مختلفى است كه به سوى سالك هجوم مىآورند ، كه در توصيه‌ها و روش تربيتى آقاى قاضى به اين مطلب نيز به كامل پرداخته مىشده است . اكثر افرادى كه موفق به نفى خواطر شده و توانسته‌اند ذهن خود را پاك و صاف نموده و از خواطر مصفا كنند و بالاخره سلطان معرفت براى آنان طلوع نموده است در يكى از اين دو حال بوده است : اول در حين تلاوت قرآن مجيد و التفات به خواننده آن ، كه چه كسى در حقيقت قارى قرآن است ؛ و در آن وقت بر آن منكشف مىشده است كه قارى قرآن خداست و جلّ و جلاله .

--> ( 1 ) - اقليم وجود - ص 62