جمعى از نويسندگان
349
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
بنابراين در مقام تبيين از باب لفظ ، گفته مىشود كه « اسم اعظم در بسم الله الرحمن الرحيم به نزديكى سياهى چشم به سفيدى آن است » ؛ چنان كه حلاج مىگويد : بسم الله از عبد است ، چنان است كه كن از ربّ ؛ اما اسم اعظم ، يك لفظ و يا حتى مفهوم نيست ، بلكه مقصود ، آن حقيقتى است كه اعظم از حقايق ديگر است و البته كه چنين حقيقتى به همان نحو كه مطلق در مقيد و يا علت در معلول اثر مى گذارد ، در حقايق مادون خود منشأ اثر مىباشد كه در غير اين صورت ، آفرينش كه از ديدگاه عرفانى ، نظام تجلى و تعين است ، نظامى نيست كه به صورت مطلق ، تابع يك لفظ خاص يا تصور يك مفهوم خاص باشد تا تلفظ يا تصور آن ، باعث ايجاد يا اعدام در آفرينش گردد ( احمدى ، 205 - 206 ) . پس باتوجه به آنچه درباب شرح اسم اعظم از ديدگاه حضرت امام گذشت ، اين گونه مىتوان گفت كه ايشان ، اسم اعظم را به سه درجه تقسيم بندى كرده اند كه در اين تقسيم بندى بالاترين تجلى اسم اعظم را انسان كامل و حقيقت محمديه مى دانند كه جهان و تمام هستى مظاهر تجلى اوست و اين حقيقت است كه بر جهان پرتوافشانى مىكند . امام درباب اسم اعظم در مقام لفظ نيز معتقدند كه وصول به آن يا از طريق احاديث نبوى ممكن است و يا بايد با ايجاد فراغت باطنى و خلوص دل به اين مقام رسيد . اسم اعظم در نگاه آيت الله قاضى ( ره ) در باب بررسى مسئله ى اسم اعظم از نگاه آيت الله قاضى ، به علت اينكه آثار چندانى از ايشان به دست ما نرسيده و تنها اثرى كه به جاى مانده شرح دعاى سمات است ، تكيه و تأكيد ما نيز بر اين متن خواهد بود كه در عين كوتاهى ، بسيارى از مسائل مهم عرفانى را طرح و بررسى كرده است . يكى از اين مسائل مطروحه در اين اثر ، بررسى مفصل اسم اعظم يا همان حقيقت محمديه ( ص ) مى باشد ، كه از جنبه هاى گوناگونى بدان پرداخته شده است . ايشان دعاى سمات را دعايى با مضامين عالى و سرچشمه ى حيات مى دانند كه آيات روشن و مقام ابراهيم و اسم اعظم الهى و . . . و آنچه كه ادريس با آن به مكانى رفيع برده شد ، در آن مندرج است ( قاضى ، 24 ) . از اين رو در آغاز بحث ، در باب آيهى « بسم الله الرحمن الرحيم » مى فرمايد : « اگر با بسم الله الرحمن الرحيم براى كسى فتح حاصل نشد با غير آن هم فتحى حاصل نخواهد شد . اين آيه ى شريفه اسرارى دارد كه ذكر آن ها در اين مقام نمى گنجد ، و اين مطلب تنها براى كسب آمادگى نسبت به آنچه كه از رموز مى آيد ، گفته شد تا از راه قلب فراغتى ايجاد كنى ،